X
تبلیغات
هرچی که بخوای!
هرچی که بخوای!

طلاق هاي جنجالي تاريخ سينماي ايران !


روح‌انگيز سامي‌نژاد/همسرش

1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد. اين فيلم آن‌قدر براي ايراني‌ها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها نمايش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روح‌انگيز سامي‌نژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سال‌هاي بعد کمي شايع‌تر شد و به يکي از ويژگي‌هاي زوج‌هاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق‌ زوج‌هاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوج‌هاي سينمايي را مي‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي مي‌کنند.

سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ
2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نمي‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌هاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سال‌ها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلم‌هاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز يكي از چهره‌هاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلم‌سازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.

خسرو شكيبايي/تانيا جوهري
3-شايد خيلي‌ها ندانند كه شكيبايي در دهه 40 كار خودش را با دوبلوري شروع كرد و پس از ناكامي در اين رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فيلم «خط قرمز» مسعود كيميايي به سينما بازگشت. تانيا جوهري هم در همان سال‌هاي دهه 50 بازيگر تئاتر بود. اين رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هيچ يك از اين دو، آدم‌هاي معروفي نبودند و در سال‌هاي بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شكيبايي كماكان يكي از بازيگران محبوب و سرشناس سينماي ايران است اما تانيا جوهري در سال‌هاي اخير بسيار كم‌كار شده است. جالب است كه مشهورترين فيلم شكيبايي يعني«هامون»، داستان مرد روشنفكري است كه تمايلي براي جدايي از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند كه اين جدايي هر چه زودتر اتفاق بيفتد.

آيدين آغداشلو/شهره آغداشلو
4-آيدين آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافيست و نويسنده‌اي تواناست، سال‌ها قبل، پس از يك ازدواج ناموفق و در حالي كه دختري به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فيلم‌هاي علي حاتمي (سوته‌دلان) و عباس كيارستمي (گزارش) بازي كرده بود و با تحسين مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازيگري توانا تبديل مي‌شد. شهره آغداشلو كه با بازي در فيلم «خانه‌اي از شن و مه» و نامزدي اسکار، امروزه يک بازيگر معتبر در عرصه جهاني است، از آيدين جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختري به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهايش همواره از آيدين آغداشلو به عنوان كسي ياد کرده است كه دوران سعادتمندي را با هم سپري كردند؛ بر خلاف عادت بسيار زشتي كه خيلي‌ها دارند و پس از جدايي، با لحني زننده درباره همسر سابقشان صحبت مي‌كنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدايي اين دو، در مسير پيشرفت حرفه‌اي‌شان هيچ تاثيري نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌هاي فعال در حيطه کاري خود هستند.

ابوالفضل پورعرب/ آناهيتا نعمتي
5-زماني كه ابوالفضل پورعرب با آناهيتا نعمتي ازدواج كرد، بازيگر بسيار معروفي بود. او محبوبيتش را كه با بازي در فيلم «عروس»، ساخته‌ي بهروز افخمي، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌كرد.
از آن طرف، آناهيتا نعمتي تازه با فيلم خوش‌ساخت «هيوا»، ساخته‌ي رسول ملاقلي‌پور، وارد سينما شده بود و به عنوان يك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از اين ماجرا حدود 8 سال مي‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سير نزولي را در كارش تجربه كرد و آناهيتا نعمتي هم در حاشيه‌ي سينماي ايران به كار خود ادامه داد.
حالا اين روزها پس از سال‌ها جدايي اين زوج هنرمند، هم آناهيتا نعمتي دوباره به سينماي جدي بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلويزيون پركارتر شده است.

بابك رياحي پور/مهتاب كرامتي
6-بابک رياحي پور يکي از معروف‌ترين نوازنده‌هاي ايراني با ساز تخصصي گيتار باس است و در زمينه موسيقي راک فعاليت مي‌کند. او در آلمان موسيقي را آموخته، آن را در ايران ادامه داده و با خواننده‌هايي مثل محمد نوري و گروه‌هايي مثل اوهام و آويژه که نوعي موسيقي تلفيقي را دنبال مي‌کرد‌ه‌اند، همکاري داشته است.
مهتاب کرامتي از سال 1377 با بازي در فيلم «مردي از جنس بلور» پايش به سينماي ايران باز شد.
جالب اين که رياحي پور زودتر از کرامتي به سينما آمده بود. او در سال 1374 براي موسيقي فيلم «فاتح» نوازندگي کرده بود؛ کاري که بعدها رياحي پور کمتر سراغ آن رفت. ولي مهتاب کرامتي با جديت، حضور در سينما و تلويزيون را ادامه داد و رشد كرد و خيلي زود به ستاره سينماي ايران تبديل شد. حالا مهتاب کرامتي تنها زندگي مي‌كند و علاوه بر بازيگري و فعاليت در يونيسف، در يك موسسه طراحي و توليد لباس هم حسابي مشغول ست.

نيما بانكي/ ليلي رشيدي
7-خانم رشيدي سواي اين كه دختر احترام‌السادات برومند و داود رشيدي است و از بچگي در محافل هنري بزرگ شده، بازيگر خوبي هم هست. بيشتر ما او را با «مادرخانمي زي‌زي‌گولو» مي‌شناسيم. اما بعضي‌ها شايد بولتن جشنواره فيلم كودك را به ياد بياورند که عكس‌هاي كودكي او را در کنار ليلا حاتمي به چاپ رسانده بود. اين دو ليلي و ليلاي محبوب، از كودكي همبازي بوده‌اند؛ هرچند بعدها، ليلي يك چهره تلويزيوني شد اما ليلا يك ستاره سينما.
ليلي رشيدي همسر پيشين نيما بانكي است كه به اندازه رشيدي مشهور نيست اما در عكاسي استعداد داشت و رفته‌رفته در كارش به موفقيت دست پيدا كرد تا اين‌که امروزه به چهره‌اي مطرح در عالم تبليغات تبديل شده است. نيما بانكي را اگر از «پرايد تهران يازده» به ياد نداشته باشيد، در آگهي‌هاي سامسونگ با لباس برزيل، يا با كت و شلوار در حالي که پايش را از قاب ال‌سي‌دي بيرون گذاشته، ديده‌ايد. حاصل زندگي مشترك اين دو، پسري است كه با مادرش پيش خانواده رشيدي زندگي مي‌كند.

يوسف مراديان / سارا خوييني‌ها
8- همين اواخر بود كه از سارا خوييني‌ها فيلم پر حرف و حديث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفاده‌هاي متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندي پيش از تلويزيون هم سريالي پخش مي‌شد كه داستانش درباره سياوش و رستم شاهنامه بود و نقش سياوش را مراديان بازي مي‌كرد.
خوييني‌ها در «معصوميت از دست رفته» هم بازي خوبي داشت اما نقشي كه مراديان در «سربازهاي جمعه» بازي كرد، به هر دليل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نيامد. اين دو بازيگر كه زماني با يكديگر زير يك سقف زندگي مي‌كردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعاليت قبلي‌شان كه همان بازيگري در سينما و تلويزيون است ادامه مي‌دهند؛ از جمله خوييني‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلي «بي‌صدا فرياد کن» حتما ديده‌ايد.

فريبرز عرب نيا/آتنه فقيه نصيري/ عسل بديعي
9-اين 3 بازيگر، معروف‌تر از آن هستند كه بخواهيم معرفي‌شان كنيم. فريبرز عرب‌نيا به ترتيب با آتنه فقيه‌نصيري و عسل بديعي ازدواج كرد و از آن‌ها جدا شد.
عرب‌نيا که اغلب، او را با بازي‌هاي چشمگيرش در فيلم‌هاي مسعود کيميايي، مانند«سلطان» و «ضيافت»، به خاطر مي‌آورند، در فيلمي با موضوع طلاق نيز ايفاي نقش کرده است. او در اين فيلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نيكي كريمي) جدا شده و مانع احقاق حق او براي تصاحب بچه مي‌شود. آتنه فقيه‌نصيري نيز که در فيلم‌ها و سريال‌هاي متعددي ايفاي نقش کرده است، با بازي خوبش در نقش «خاله سارا» در يک سريال تلويزيوني، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بديعي نيز از بازي در فيلم «بودن يا نبودن»، ساخته‌ي کيانوش عياري، شروع شد.

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط آرام| |

معرفی 3 سرویس اینترنتی

سایت‌هایی که امروز معرفی می‌کنم، تازه کار خود را شروع کرده‌اند و هر یک نقاط ضعفی دارند، به همین علت ترجیح دادم به جای اینکه هر کدام را در یک پست جداگانه معرفی کنم، در قالب یک پست، به صورت مختصر در مورد هر یک آنها بنویسم:

1- سایت mygazines: نام سایت ما را به یاد magazine یعنی مجله می‌اندازد. این سایت، سرویسی است برای اشتراک مجلات مختلف. سایت، تعداد زیادی از مجلات مشهور را در موضوعات مختلف گردآورده است. هر کاربر این سایت می‌تواند، خودش مجلاتی را با فرمت PDF، آپلود کند.
برجسته‌ترین ویژگی این سایت، نحوه نمایش اسناد PDF، در مرورگر است. این سایت PDFها را به صورت فلش در داخل مرورگر نشان می‌دهد. در ضمن مشاهده، کاربر واقعا احساس می‌کند که در حال دیدن و ورق زدن یک مجله واقعی است.
مزیت دیگر سایت این است که کاربران آن می‌توانند، صفحاتی از مجلات را که می‌پسندند، ذخیره کنند و روی آنها برچسب بگذارند و برایشان کامنت بگذارند.
اما نقطه ضعف عمده سایت، عدم رعایت کپی رایت است که به احتمال زیاد دردسرهای زیادی برای صاحبان سایت ایجاد خواهد کرد. mygazines با اصلاحاتی می‌تواند، مبدل به یک سایت موفق مثل scribd شود.
mygazines را ببینید و تا بسته نشده چند تا از مجله‌ها را ورق بزنید!

2- سایت bit.ly: سایت bit.ly، سایتی است برای کوتاه کردن آدرس صفحات وب. به احتمال زیاد با سایت tinyurl، آشنا هستید. به کمک این سایت هر کس می‌تواند یک آدرس طولانی اینترنتی را تبدیل به یک آدرس کوتاه اینترنتی بکند.
کوتاه کردن آدرس‌های اینترنتی مخصوصا با رواج پیدا کردن سرویس‌های میکروبلاگینگی مثل توییتر، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است، چرا که این سایت‌ها اجازه می‌دهند که کاربر فقط 140 کاراکتر ارسال کندو بنابراین اگر یک آدرس اینترنتی را کوتاه نشود، خیلی از موارد نمی‌شود، توییتی را ارسال کرد.
اما سایت bit.ly علاوه بر اینکه یک آدرس را کوتاه می‌کند، تعداد دفعات مراجعه به آن را هم ثبت می‌کند. فرض کنید در توییتر یا وبلاگتان آدرس کوتاه‌شده یک صفحه اینترنتی یا یک فایل را بدهید و کنجکاو باشید که چند نفر روی آدرس کلیک کرده‌اند، bit.ly تعداد کلیک‌ها را به شما اطلاع می‌دهد.

3- اخلاقی هست یا نه؟!: سایت moralize.us دقیقا می‌خواهد با همین سؤال پاسخ بدهد. کاربران بعد از ثبت‌نام می‌توانند اخلاقی بودن یک کار را سؤال کنند و نظر بقیه را بخواهند. این سایت هنوز در مرحله آلفا است و احتمالا بعد از تکمیل، کار با آن جذابیت بسیار بیشتری خواهد داشت.

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط آرام| |

             نکات آرایشی از آرایشگران حرفه ای

1. همیشه بلافاصله بعد از اینکه از حمام بیرون می آیید از فرمژه استفاده کنید. وقتی مژه ها با آب گرم خیس شده باشند، راحت تر و زیباتر برمی گردند و نمی شکنند.

2. درست است که پودر ابرو بسیار خوب عمل میکند و کاملاً طبیعی به نظر می رسد، اما دقت کنید که این پودر بعد از گذشت چند ساعت لکه دار شده و از بین می رود. برای این منظور بهتر است ابتدا با مداد ابرو نواحی خالی ابرو را پر کنید و بعد پودر را روی آن بزنید.

3. بعد از زدن کرم پودر روی صورت، کمی کف دست ها را به هم بمالید و بعد به آرامی آن را روی گونه ها، چانه، پیشانی و بینی بمالید. گرما باعث می شود که پودر بهتر روی صورت بنشیند و کاملاً طبیعی جلوه کند.

4. یک راه خوب برای اطمینان از اینکه آرایشتان افراطی نشود این است که از آخر به اول شروع کنید: مثلاً بعد از زدن کرم پودر، قبل از انجام آرایش چشم، رژگونه و رژلبتان را زنید. با اینکار چهره تان روشن تر به نظر می رسد و درنتیجه سایه و خط چشم و ریملتان را کمرنگ تر خواهید زد و آرایشتان طبیعی تر جلوه خواهد کرد.

5. برای اینکه مژه ها بلند و پر بدون گوله گوله جلوه کند، از ریمل های دو سره استفاده کنید. ابتدا سر حجم دهنده آن که کرم رنگ است و مژه ها را پر میکند را استفاده کرده و بعد از گذشت چند دقیقه که خشک شد، سر دیگر را که کار بلند کردن مژه ها را انجام می دهد را استفاده کنید.

6. اگر یک روز رژلبتان تمام شد و چیزی دم دستتان نبود، نگران نباشید خودتان هم میتونید رژلب درست کنید. ابتدا انگشتتان را کمی چرب کرده و بعد درون پودر سایه چشم فرو کنید و بعد روی لب بمالید.

7. برای مجذوب کردن بیشتر بیننده، اطمینان یابید که بین خط مژه ها و خط چشمتان فاصله ای نباشد. ابتدا از سایه پودری استفاده کنید بعد پلک را بالا برده و خط چشم را تا حد امکان نزدیک به خط مژه بکشید. اینکار باعث می شود که مژه هایتان هم پرتر نشان دهد.

8. موقع کشیدن خط چشم یا خط ب، سعی کنید آرنجتان را روی جایی محکم کنید مثل میز توالتتان. اینکار باعث می شود که بتوانید خط را بدون حرکت و نوسان دست و راحتتر بکشید.

9.برای از بین بردن خستگی و قرمزی چشم ها می توانید از خط و سایه چشم آبی استفاده کنید. در این مواقع از استفاده از سایه هایی که قرمز در خود داشته باشد مثل بنفش، ارغوانی، حتی قهوه ای، خودداری کنید.

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:41 بعد از ظهر توسط آرام| |

برق رفته؟!

نگو در خانه ی ما برق رفته
بگو در کل دنیا برق رفته

بکن یک لامپ را در خانه خاموش
نمی دانی که صد جا برق رفته ؟

تمام شهر از بالا به پایين
و از پایین به بالا برق رفته

نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته

خداوندا به کل شهروندان
بده «صبراً جمیلا» برق رفته !

اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته

ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته

رود مجنون که ups بیارد
سر میک آپ لیلا برق رفته

چو برقت می رود خوابت می آید(!)
لالا لالا لالالا برق رفته

پیامک می زنی: «meeting canceled»
ندا! سارا! سمیرا! برق رفته

فلانی در سخنرانیش می گفت:
«لذا ایضا لهذا برق رفته

نبودِ برق یک بحث جهانی است
همین الان اروپا برق رفته

به جان حضرت حافظ که چندی است
سمرقند و بخارا برق رفته...»

جواب بچه را بابا چنین داد:
نمی یابیم قاقا برق رفته

به جای قصه ی دارا و سارا
از این پس: آب بابا برق رفته

دعاهامان نمی گردند اجابت
مگر در عرش اعلا برق رفته؟!

«مسلمان نشنود کافر نبیند»
که حتی در کلیسا برق رفته!

«بیا تا دست یکدیگر بگیریم»
بیا کاری بکن تا برق رفته

فضا آرام و تاریک و رمانتیک
درست عین تو فیلما! برق رفته

و مردی با زنش می گفت هر شب
صدا کم کن که سیما برق رفته!

«مرا کیفیت چشم تو کافی است»
ولی افسوس! حالا برق رفته

«الا یا ایها الساقی ادر کـَ...»
که ناگه بین اجرا برق رفته!

اگر قدر انرژی را بدانیم
نمی بینیم فردا برق رفته

خودم اســراف کردم در همین شعر
بسی ور رفته ام با «برق رفته»

درون بیت بیتش آب بستم
و در مصرا به مصرا برق رفته!

دوباره ماند شعرم نیمه کاره
دوباره باز گویا برق رفته...

مهدي استاداحمد

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط آرام| |

 

اینم یه عکسه خوشکل از تیم مورد علاقم پرسپولیس:

 
پیری لورل و هاردی:
 
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 9:32 بعد از ظهر توسط آرام| |

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط آرام| |

لحظه شکسته شدن دست یک وزنه بردار در المپیک

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط آرام| |

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط آرام| |

  • آيا مي دانستي که 30 برابر جمعيتي که امروز بر سطح کره زمين زندگي ميکنند ، در زير خاک مدفون شده اند.
  • آيا مي دانستي تنها قسمت بدن که در آن خون جريان ندارد قرينه چشم است.
  • آيا مي دانستي که با يک مداد ميشود خطي به طول پنجاه و هشت کيلومتر کشيد.
  • آيا مي دانستي که شبيه بودن دو اثر انگشت به يگديگر ، يک به شصت و چهار ميليارد ميباشد.
  • آيا مي دانستي که عقربها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيرى به آنها ندارد و جالب تر اينکه عقربها دو دشمن دارند يکي از آنها يک نوع سار است و ديگرى مگس. 

 



  • آيا مي دانيد که بزرگترين سالاد دنيا با وزن دو هزار و شصت کيلو گرم توسط جوانان دهکده کوتلينکي درست شد.
  • آيا ميدانستي که خميازه بخشي از مراسمي است که پنگوئن نر در فصل جفتگيري براي جذب پنگوئن ماده اجرا مي کند.
  • آيا مي دانستي که اولين بار رنگ مو به سال هزار و نصد و نه ميلادى توسط يک شيميدان فرانسوى بنام يوگن شالر به شکل امروزى ساخته شد.
  • آيا مي دانستي که طولاني ترين دوران پادشاهي بر اساس مدارک تاريخي متعلق به پادشاه مصر ميباشد که تقريبا" دو هزار و سيصد سال پيش از ميلاد در زماني که نوزادي بيش نبود تاج گذاري کرد و سلطنت او نود و چهار سال بطول انجاميد.
  • آيامي دانستي که طولاني ترين نام کوچک متعلق به يک دختر آمريکايي است . نام کوچک او سي و نه حرف دارد.

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط آرام| |


 

picdance.com

Adriana Lima

 

picdance.com

 

Britney Spears

 

 

 

 

 

 

 

picdance.com

Elise

 

 

hamtaraneh.com

 

 

picdance.com

 

 

 

picdance.com

 

Angelina

 

 

picdance.com

 

Adriana Lima

 

 

 

picdance.com

Charlize Theron

 

 

picdance.com

 

Adriana Lima
 

:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط آرام| |

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط آرام| |

لطفا نظر در مورد وبلاگ بذارید تا دلگرمی پیدا کنم.

ممنون

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 4:22 قبل از ظهر توسط آرام| |

 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg
 
 
http://www.gigaimage.com/images/7qyhjd09w8bg9ycdn3.jpg 
 
:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 6:23 بعد از ظهر توسط آرام| |

از تاکسی که پیاده شدم یه هزار تومنی دادم به راننده. وقتی داشتم باقی پول ها رو مرتب کردم این صد تومنی رو دیدم. ماشاا… یادگاری هم که نیست، نامه سرگشاده نوشته!

متن نامه سرگشاده!:

“مخاطب پسرها
خدا ریشه بی پولی رو بخشکونه که این همه دختر بی شوهر نمونن و همچنین بلاتکلیفی و بی کاری.
حالا بیا یه کاریش می کنیم
به خدا غیرت داشتن چیز خوبیه. چرا شما مردها و پسرها به دخترهای جوون که می رسین متلک های زشت میگین. دوست خوبم، با غیرت ، مرد ایرونی، دیگر این کار رو نکن.”

به نظر شما برای شرح این عکس چی باید نوشت؟ به ذهن من که خداییش هیچی نمی رسه.

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط آرام| |

pix2pix.org - کاغذ دیواری عاشقانه (7)
کاغذ دیواری عاشقانه (7)

pix2pix.org - مدل مانتو های جدید و زیبا
مدل مانتو های جدید و زیبا

pix2pix.org - دکوراسیون حمام (وان جکوزی سونا)
دکوراسیون حمام (وان جکوزی سونا)

pix2pix.org - Desktop Background
Desktop Background

pix2pix.org - عکس های کودکان شما (پارسا 7 ماهه)
عکس های کودکان شما (پارسا 7 ماهه)

pix2pix.org - عکس هایی از عجایب خلقت
عکس هایی از عجایب خلقت

pix2pix.org - عکس های فانتری (3)
عکس های فانتری (3)

pix2pix.org - گونه های مختلف پروانه
گونه های مختلف پروانه

 

pix2pix.org - عکسهای الناز شاکردوست و گلزار
عکسهای الناز شاکردوست و گلزار

pix2pix.org - عکسهای فیلم قرنطینه
عکسهای فیلم قرنطینه

pix2pix.org - عکسهای فیلم بی پولی
عکسهای فیلم بی پولی

pix2pix.org - عکس های فیلم زن دوم
عکس های فیلم زن دوم

 

pix2pix.org - عکس و بیوگرافی محسن یگانه
عکس و بیوگرافی محسن یگانه

pix2pix.org - عکس های حمید عسگری
عکس های حمید عسگری

pix2pix.org - عکس های علی اصحابی
عکس های علی اصحابی

pix2pix.org - عکس های بنیامین + بیوگرافی
عکس های بنیامین + بیوگرافی

 

pix2pix.org - عکس و بیوگرافی حامد بهداد
عکس و بیوگرافی حامد بهداد

pix2pix.org - عکس های حامد بهداد
عکس های حامد بهداد

pix2pix.org - عکس هایی از کودکی و نوجوانی گلزار
عکس هایی از کودکی و نوجوانی گلزار

pix2pix.org - عکس های مهران مدیری (4)
عکس های مهران مدیری (4)

 

pix2pix.org - عکس و بیوگرافی آناهیتا همتی
عکس و بیوگرافی آناهیتا همتی

pix2pix.org - عکس های ماهایا پتروسیان (3)
عکس های ماهایا پتروسیان (3)

pix2pix.org - عکس های الیزابت امینی (3)
عکس های الیزابت امینی (3)

pix2pix.org - عکس های لادن طباطبایی
عکس های لادن طباطبایی

 

pix2pix.org - عکس های فاطمه معتمد آریا (2)
عکس های فاطمه معتمد آریا (2)

pix2pix.org - عکس های شقایق دهقان
عکس های شقایق دهقان

pix2pix.org - عکس های زیبا بروفه
عکس های زیبا بروفه

pix2pix.org - عکس های بهاره رهنما
عکس های بهاره رهنما

 

pix2pix.org - سیر تکامل چهره و تیپ علی دایی
سیر تکامل چهره و تیپ علی دایی
pix2pix.org - عکس های فانتری (2)
عکس های فانتری (2)
pix2pix.org - کاغذ دیواری عاشقانه (6)
کاغذ دیواری عاشقانه (6)
pix2pix.org - صحنه های دلخراش ورزشی
صحنه های دلخراش ورزشی
pix2pix.org - عکس های غول هیکلترین بدنسازان
عکس های غول هیکلترین بدنسازان

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 5:35 بعد از ظهر توسط آرام| |

ماهیگیری
جون ميده تو رو با خودم ببرم ماهيگيري! ميدوني چرا ؟؟ .......... آخه هيچ کس مثل تو کرم نداره !!!

لوله
به یارو ميگن يه جمله بساز که توش آب باشه . ميگه : لوله 

کدام عضو مرد است
كدام عضو مرد است كه هيچ استخواني ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه بزند و در عشق بازي نقش مهمي دارد؟............ . اون عضو، «قلب» است، البته نظر شما هم محترمه

دم در بهشت
ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل

هر سه تا مون اشتباه کردیم
دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، مي‌بينند جلوشون يه يارو داره گشاد گشاد راه ميره.‌ يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. ‌اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم،‌ من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرمي‌كردم گوزه، ولي نامرد، ان بود!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 5:32 بعد از ظهر توسط آرام| |

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

http://i38.tinypic.com/2hoxx8j.jpg

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط آرام| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط آرام| |

مکه در زمان حضرت آدم. سرزمینی خشک و بی آب و علف.

 

حضرت ابراهیم و فرزندش اسماعیل اولین بار خانه کعبه را بنا نهادند. با جاری شدن چشمه زمزم کم کم قبایلی جذب این ناحیه شده و در اطراف خانه کعبه ساکن شدند.

 

نقاشی از شهر مکه در سال ١٧٢١.

 

مکه در ١٨۵٠.

 

مکه در سال ١٨٨٠.

 

جاری شدن سیل در مکه در سال ١٩۴١.

 

 

مکه سال ١٩۵١.

 

مکه سال 1960.

 

 

در سال ۱۹۷۹ گروهی مسلح با ادعای مهدویت مسجدالحرام را به تصرف خود درآوردند. که متاسفانه باعث تیر اندازی و شلیک توپ در مسجدالحرام برای دستگیری این افراد شد. (مرجع فارسی، انگلیسی)

 

تصویر مسجدالحرام در حال حاضر.

 

تصویر ماهواره ای مسجدالحرام.

 

 

و این هم طرح توسعه مکه که قرار است تا سال ٢٠١٢ آماده شود و پذیرای 2 میلیون زائر باشد.

 

این هم تصویری از داخل خانه کعبه.

 

تصویری از حجرالاسود (سنگ سیاه)

 

کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود

حاجی  احرام   دگر  بند  ببین  یار  کجاست

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط آرام| |

امامان و چند همسري
خواهر ايماني ما مطلب زيبا و جالبي در رابطه با مساله چند همسري امامان نوشته بودند كه انصافا و با قاضي كردن عقل و منطق و به دور از غرض و مرض قانع‌كننده بود. اما متاسفانه باز هم شاهد اظهار نظر افراد غيركارشناس در مسايل شرعي بوديم و البته كساني كه در همه چيز نظر مي‌دهند، به خود اجازه مي‌دهند در مسايل شرعي نيز فتوا بدهند! در رابطه با به اصلاح نقد!! مطلب امامان و چندهمسري، هر چند كه اين وظيفه همان خواهر ايماني است كه از مطلب خود دفاع كند، اما متاسفانه عده‌اي از دوستان مطالب خود را مي‌نويسند و مي‌روند و در مورد نقدهاي عاقلانه و انتقادهاي ناعاقلانه ديگران به گونه‌اي سكوت مي‌كنند كه گويي حق با منتقد است و خودشان هم به واقع نمي‌دانند چرا آن مطلب را نوشته‌اند! ما حسب وظيفه شرعي مجبوريم جور كم‌كاري اين دوستان در زمينه پاسخ‌گويي به شبهات ديگران را كشيده و پاسخ گوييم و اما در مورد اين مثلا نقد!
تيتر اول كه مي‌گويد «هيچ شخص متدين و عاقلي شخصي را صرفا به خاطر چند همسري ملامت نمي‌کند» قطعا مربوط به زمان امام معصوم (ع) بوده نه اكنون. زيرا طبيعتا اين مساله در جامعه كنوني عرفا مساله جالبي به نظر نمي‌رسد. خوب است كسي كه به خيال خود مي‌خواهد نقد كند، در مطلب كمي تعمق و تامل كند. تنها نبايد به ظاهر جملات توجه كرد و بايد خود را در فضاي موضوع برد و بعد تصميم به اظهار نظر گرفت! و اما مطلب ديگر اين كه چه كسي جز اين آيت‌الله حوزه نديده گفته كه ازدواج مرد با همسر دوم منوط به كسب اجازه از همسر اول و يا تحقق شرايط خيالي نويسنده است؟! به جز يك مورد فتواي نادر، تمامي فقها نظرشان جواز ازدواج مجدد مرد است.
و اما مطلب ديگر در مورد زندگي امامان است كه اتفاقا خوب است به آن اشاره شود. به جز حضرت علي (ع) كه به عنوان رئيس حكومت مسلمين زندگي خود را در حد پايين‌ترين فرد اجتماع قرار داده بود و فقيرانه زندگي مي‌كرد، ساير امامان به هيچ عنوان اين گونه نبوده‌اند و زندگي آن‌ها در شان خودشان بوده و هيچگاه فقير نبوده‌اند و البته همواره نيز به دور از تجمل‌گرايي زندگي كرده‌اند. مثلا امام سجاد (ع) هنگامي كه داشت غذاي متعارف آن زمان (مثلا پلو خورشت امروز) را ميل مي‌فرمود، شخصي از امام در رابطه با تفاوت زندگي ايشان با جد بزرگوارشان اميرالمومنين (ع) سوال مي‌كند كه مثلا چرا به قول ما ايشان پلو خورشت مي‌خورد و نان و پنير نمي‌خورد، كه حضرت فرمود ما خانداني هستيم كه اتفاقا ظلم به ما زندگي ما را راحت‌تر مي‌كند. اگر ما مانند جدمان زمامدار حكومت بوديم، قطعا اكنون مجبور بوديم چنين غذايي نخوريم، اما ظلم ظالمان كه ما را از خلافت بركنار كرده است، باعث شده ما بتوانيم يك غذاي متعارف بخوريم و حلال خدا را بيهوده بر خود حرام ننماييم.
بند بعد مضحك‌ترين قسمت است! اين آيت‌الله نقاد گويي يك بار هم قرآن و آيه مباهله و سوره كوثر را نخوانده است. اين مساله كه نسل از طريق پدر شناخته مي‌شود، قبول است. اما لطفي كه خداوند به پيامبر (ص) بدون پسر كرد، چه بود؟ مي‌دانيم كه هنگامي كه نسل از طريق مادر منتقل مي‌شود، اجداد مادري گم مي‌شوند و كسي مثلا نمي‌داند مادربزرگ مادربزرگش كه بوده و يا فاميلي او چه بوده است. اين به اين معني نيست كه نسل مادري اصلا وجود خارجي نداشته! بالاخره انسان‌هايي اجداد مادري ما بوده‌‌اند. اما مساله اين است كه مشخص نيست اين اجداد كه بوده‌اند. لكن در مورد نسل پيامبر (ص) معجزه اينجا است كه با اين كه پيامبر (ص) پسر نداشته است كه نسلش شناخته (و نه منتقل) شود، اما اكنون ما اين همه سيد داريم كه مشخص است نسلشان به پيامبر (ص) مي‌رسد و حتي شجره‌نامه آن‌ها توسط عالمان علم انساب قابل استخراج است. بنابراين همان‌گونه كه مي‌بينيد نسل پيامبر (ص) از طريق دختر بزرگوارش طبيعتا منتقل شده، اما شناخته شده نيز هست.
و اما اين مطلب در آيه مباهله آمده است، آنجا كه مي‌فرمايد:
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ
هرگاه بعد از علم و دانشي كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله كنيم; و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
مفسرين و محدثين شيعه و سني منظور از اولاد پيامبر (ص) را در اين آيه حسنين (ع) دانسته‌اند.
و در سوره كوثر نيز در تفاسير شيعه و سني مراد از كوثر حضرت فاطمه (س) و فرزندان ايشان كه حامل نسل پيامبرند، نقل شده است. به عنوان نمونه به تفسير فخر رازي از علماي اهل سنت اشاره مي‌كنيم كه مي‌گويد: « اين سوره به عنوان رد بر كساني نازل شده كه عدم وجود اولاد را بر پيغمبر اكرم (ص) خرده مي‌گرفتند؛ بنابراين معني سوره اين است كه خداوند به او نسلي مي‌دهد كه در طول زمان باقي مي‌ماند. ببين چه اندازه از اهل بيت را شهيد كردند، در عين حال جهان مملو از آن‌ها است، اين در حالي است كه از بني اميه (كه دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذكري در دنيا باقي نماند.»
بنابراين وقتي خداوند نسل پيامبر (ص) را از طريق حضرت فاطمه (س) مي‌داند، ما مي‌توانيم به خداوند بگوييم نه، نسل از راه دختر منتقل نمي‌شود! (نعوذ بالله)
و قسمت بعدي كه نويسنده نوشته «مگر هر امام چندين فرزند مي‌تواند در طول عمر خود توليد كند كه از يك طرف همگي از سلاله پيامبر باشند و از طرف ديگر كدامين عقل بالغي مي‌تواند بپذيرد كه نسل بعد را همگي فرزندان مثلا يك امام تشكيل بدهند (‌از لحاظ تعداد!)» اينجا به گمانم خود نويسنده هم نفهميده چه نوشته و مطلب اصلا قابل فهم نيست. دو طرف عبارت «از طرف ديگر» كه از نظر دستوري بايد يك سنخيت داشته باشند، اصلا قابل قياس با يكديگر نمي‌باشند. چيزي كه كاملا مشخص است اين است كه بالاخره تعدد زوجات منجر به تعدد فرزند و ازدياد مسلمين و نيز افزايش نسبت جمعيت افرادي كه از نسل پيامبر (ص) هستند به جمعيت موجود وقت خواهد شد.
اما اشتباه نويسنده در بند چهارم نيز همانند بند اول است. يعني در آن زمان اصولا زنان كمتر كار مي‌كردند و يا كار نمي‌كردند و اين به خاطر ديد انسان‌ها به خصوص اعراب در آن زمان بوده است و زني كه شوهر نداشته در آن زمان واقعا به سختي مي‌توانسته امورات خود را بگذراند و يا اصلا نمي‌توانسته است. نبايد از عرب جاهلي كه تا مثلا سي سال قبل و يا صد سال قبل مدت‌هاي طولاني دختر خود را زنده به گور مي‌كرده انتظار داشت كه اكنون بيايد مانند جامعه امروز به زنان كار بدهد و آن‌ها را همپاي مردان بپندارد. در جامعه اعراب هنوز هم اين تبعيض وجود دارد! چگونه مي‌توان انتظار داشت 1300 سال پيش وجود نداشته باشد؟! صرف نظر از بحث مالي بحث غريزي هم مطرح است كه يك زن هر قدر هم كه وضع مالي خوبي داشته باشد، منكر غريزه‌اش نمي‌توانسته بشود و باز ممكن بوده به حرام بيفتد. و اين مساله اصلا به جمهوري اسلامي ربطي نداشته است! واقعا نمي‌دانم نويسنده چه فكري كرده كه جمهوري اسلامي را به يكباره وسط آورده است!
در پايان پيشنهاد مي‌دهم دوستان انتقادات و نظرات خود را به صورت سوال و شبهه مطرح كنند، نه به صورت نظر قطعي تا خداي ناخواسته شائبه عناد آن‌ها با مسايل ديني پديد نيايد.

نمايشگاه توهين به فرهنگ و تاريخ و نمادهاي ملي ايران زمين
ظاهرا نمايشگاه كاريكاتوري با موضوع اعتياد در يكي از شهرهاي خوزستان برگزار شد كه در آن كاريكاتور اميركبير و چند شخصيت ملي ديگر كشيده شده است. اين هم كاريكاتور:

معلوم نيست وزارت ارشاد دولت نهم و مسوولين استان چه مي‌كنند؟! ما كه هيچ فرقي بين اين وزارت‌خانه در دولت نهم و دولت قبل نديديم! وضعيت سينما و موسيقي و ساير موارد هم كه همان گونه است و شايد بدتر هم شده باشد. هنگامي كه صفار هرندي انتخاب شد، گفتيم نكند بيش از اندازه تندروي كند. وقتي گفت خير، اين دوره، دوره ركود فرهنگ نيست، خوشحال شديم. اما نمي‌دانستيم از آن طرف اسب مي‌افتد و روي دولت قبل را سفيد مي‌كند! در اين بين، اعتراضي هم از سوي كساني كه ادعاي دفاع از دين و مذهب دارند، نمي‌بينيم. همان‌ها كه در دولت قبل گلوي خود را پاره مي‌كردند مي‌گفتند منافق حيا كن! امروز خبري از آن‌ها نيست. گويي قصد آن‌ها تسويه حساب سياسي بوده است، نه دفاع از دين و مذهب!

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط آرام| |

سفر به المپیک با گوگل ارث!

جای شما خالی! ظهر، سفری چند دقیقه‌ای البته با گوگل ارث به پکن داشتم. بد ندیدم، تعدادی از عکس‌هایی را که گرفتم، اینجا بگذارم. برای دیدن نمای بزرگ‌تر، روی عکس‌ها کلیک کنید:

استادیوم ورزش‌های آبی و استادیوم آشیانه پرنده پکن از نمای دور:

 

و کمی نزدیک‌تر:

 

و نزدیک‌تر!:

 

 

اگر به اینترنت سریع دسترسی دارید، برای دیدن عکس‌های بیشتر به این صفحه بروید و لینک‌ها را دنبال کنید.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:36 بعد از ظهر توسط آرام| |

کجاش سوراخ
یارو يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

مثل لیمو
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند

ماضی بعید
به یارو ميگن جمله "ترکها به دانشگاه ميرن" جه نوع جمله اي است؟ميگه "ماضي بعيد

سیو
به یارو ميگن به نظر شما سيو همان سيب است؟ ميگه نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!

مرد موفق
هميشه پشت سرهرمرد موفق زني است که نتونسته جلوي موفقيتشوبگيره

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:34 بعد از ظهر توسط آرام| |

  • آيا ميدانستي که رودخانه گنگ براي هندوها بسيار مقدس است و هر سال مردم زيادي براي پاک شدن و تطهير خود را در آن مي شويند ، در حالي که فاضلاب صد شهر و روستا و ميليونها تن مواد سمي و زايد کارخانه ها به طور مستقيم وارد اين رودخانه مي شود.
  • آيا مي دانستي که تابلوي موناليزا گران بهاترين اثر هنري است که تاکنون دزديده شده است. اين تابلو در بيست و يک آگوست سال هزارونصدويازده از موزه لوور پاريس بسرقت رفت و در سال هزارونصدوسيزده در ايتاليا پيدا شد.
  • آيا مي دانستي که قطب شمال کمترين دماي جهان را دارد. ميانگين دماي هوا در آنجا پنجاه و هشت درجه سانتيگراد زير صفر است. بعضي روزها حتي سردتر هم ميشود.
  • آيا مي دانستي انسان در روز بطور متوسط پانزده هزار بار پلک ميزند.
  • آيا مي دانستي که آقايون در روز چهل تار مو و خانمها هفتاد تار مو از دست ميدهند ، البته بيشتر آنها دوباره جايگزين ميشوند.
  • نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:32 بعد از ظهر توسط آرام| |


    ۱۱ حقایقی تلخ در مورد مردان

    ۱) مردان خوب، زشت هستند.

    ۲) مردان خوش قیافه، خوب نیستند.

    ۳) مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند.

    ۴) مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند.

    ۵) مردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند.

    ۶) مـردانی که آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می کنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم.

    ۷) مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند.

    ۸) مردان خـوش قـیافه، که آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیکنند که ما به اندازه کافی زیبا هستیم.

    ۹) مردانی که تصور می کـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند.

    ۱۰) مردانی که تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند).

    ۱۱) مردانی که هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی که ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیک وار علاقه را در ما از بین میبرند.

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط آرام| |

    شرايط ازدواج

    نوشته بزرگ طنز پرداز ايران کيومرث صابري
    برگرفته از:ماهانه توفيق، دوره هشتم، شماره ششم (سال 1348)
     

    از اداره كه خارج شدم، برف دانه دانه شروع به باريدن كرد. به پياده رو كه رسيدم زمين،‌درست و حسابي سفيد شده بود. يقه پالتويم را بالا زدم و راست دماغم را گرفتم و رفتم. هنوز خيلي از زمستان باقي بود. با خود فكر كردم كه اگر سرما همين طوري ادامه داشته باشد، تا آخر زمستان حسابم پاك پاك است.
    وارد خانه كه شدم مادرم توي حياط داشت رخت ها را از روي طناب جمع مي كرد. از چندين سال پيش، هر وقت برف مي باريد، با مادر شوخي مي كردم كه:
    ـ ننه،‌ "سرماي پيرزن كش" اومد!
    امروز هم تا دهان باز كردم همين جمله را بگويم؛ ننه پيشدستي كرد و گفت:
    ـ انگار اين سرما، سرماي عزب كشه، نيس ننه؟
    در خانه ما غير از من، عزب اوقلي ديگري وجود نداشت پس ننه بعد از چند سال بالاخره متلكش را گفت! گفت و يكراست به اطاق خودم رفتم. چراغ والور را روشن كردم و از پشت شيشه، به برف چشم دوختم. از نگاه كردن برف كه خسته شدم، در عالم خيال رفتم توي نخ دخترهاي فاميل.
    ـ ....زري؟ سيمين؟ عذرا؟ مهوش؟ پروين؟ .........راستي نكنه "ننه" كسي را در نظر گرفته كه اون حرفو زد؟ از دخترهاي فاميل آبي گرم نشد. باز در عالم خيال زاغ سياه دخترهاي محله را چوب زدم:
    ـ"......سوسن؟ مهري؟ مرضيه؟ دختر كربلا تقي؟ دختر جم پناه؟و دختر....؟
    اگر مادرم وارد اطاق نمي شد. خدا مي داند تا كي توي اين فكر و خيال ها مي ماندم. ولي ورود او رشته افكارم را پاره كرد. همانطور كه دستش را روي چراغ گرم مي كرد گفت:
    ـ ببينم زينت چطوره، هان؟ دختر آقا بالاخان؟!
    مي گويند دل به دل راه دارد، ولي آن روز برايم ثابت شد كه ممكن است مغز به مغز هم راه داشته باشد.
    ـ پس از قرار "ننه" فهميده بود كه من دارم راجع به اينها فكر مي كنم....
    گفتم ببين ننه تا حالا من هيچي نگفتم،‌ولي از حالا هر چي خواستي بكن..... ولي بالا غيرتاً منو تو هچل نندازي ها؟
    گفت:
    ـ هچل كجا بود ننه....يعني من كه توي اين محله گيس هامو سفيد كرده ام دخترهاي محله رو نمي شناسم؟دختر آقا بالاخان جون ميده واسه تو. هر وقت تو كوچه مي بينمش خيال مي كنم دستهاش تو دست توئه. اصلاً واسه همديگه ساخته شدين!
    ـ من حرفي ندارم، ولي بابش چي؟ اقا بالاخان دخترشو به آدم كارمند يه لا قبايي مثل من ميده؟
    ـ‌چرا نده ننه؟ ...دختر آقا بالاخان ديگه، دختر اتول خان رشتي كه نيست!
    ـ ولي هر چي باشه، "آقا بالاخان" هم كم كسي نيست. "آقا" نيست كه هست، "بالا" نيست كه هست. "خان" نيست كه هست. پول نداره كه داره....پس مي خواستي چي باشه؟
    ـ حالا نمي خواد فكر اين چيزها را بكني اون با من .......برم؟
    ـ آره ....برو ناهار حاضر كن كه خيل گشنمه!!
    ـ برم ناهار حاضر كنم؟
    ـ آره پس ميخواستي چكار كني؟
    ـ مي خواستم برم خونه آقا بالاخان با زنش زرين خانوم صحبت بكنم!
    ـ به همين زودي؟
    ـ به همين زودي كه نه....عصري مي خواستم برم.
    كمي مكث كردم و گفتم:
    خوب باشه!
    ـ مادرم با خوشحالي رفت كه ناهار را حاضر كند. من هم روي تخت دراز كشيدم تا درباره همسر آينده ام فكر بكنم........راستش سرما لحظه به لحظه شديدتر مي شد و من سردي تخت را بيشتر حس مي كردم.......انگار همان "سرماي عزب كش" بود كه ننه مي گفت:
    ننه از خانه آقابالاخان كه برگشت حسابي شب شده بود، ولي توي تاريكي هم مي شد فهميد كه لب و لوچه اش آويزان است.
    ـ ها چه خبر؟
    مثل برج زهرمار توي اتاق چپيد.
    ـ نگفتم آقابالاخان كم كسي نيست؟ ....خوب چي گفت؟ در حاليكه صدايش مي لرزيد جواب داد:
    ـ خودش كه نبود، با زنش حرف زدم ....دخترش هم بود.
    ـ مخالفت كرد؟
    ـ مخالفت كه نميشه گفت...ولي گفتند دوماد! باهاس رفيقاشو عوض كنه. به سر و وضعش بيشتر برسه، شبها هم زود بياد خونه كه از حالا عادت كنه.
    ـ ديگه چي گفتند
    ـ پرسيدند خونه و ماشين داره؟ منم گفتم: ماشين ريش تراشي داره، ماشين سواري هم انشاالله بعداً ميخره! براي خونه هم يه فكري مي كنه، دويست چوق گذاشته توي بانك كه باز هم بذاره ايشالله خونه هم بعد مي خره!
    ـ ديگه چي؟
    ـ ديگه هم گفتند تحصيلاتش خوبه، ولي حقوقش كمه! يه تيكه ملك هم بايد پشت قباله عروس بندازه، كه سر و همسر پشت سر ما دري وري نگن!
    ـ ديگه چي؟
    ـ ديگه اينكه دخترم كار خونه بلد نيس، باهاس براش كلفت و نوكر بگيره!
    ـ ديگه چي
    ـ ديگه اينكه گفتند علاوه بر اين اجازه بدين فكر هامونو بكنيم با پدرش هم حرف بزنيم، سه ماه ديگه خبرتون مي كنيم!
    من هم خداحافظي كردم اومدم.........
    من هم با مادرم خداحافظي كردم و رفتم تا آن شب را به "بيعاري" با رفقا بگذرانم كه اگر عروسي سر گرفت اقلاً آرزوي "شب زنده داري" به دلم نمانده باشد.
    تا سه ماه خبري نشد....روزهاي آخر مهلت قانوني بود كه طبق حكم وزارتي، به جنوب منتقل شدم، مادرم بار و بنديل را كه مي بست، به اقدس خانوم زن مرتضي خان همسايه بغلي سپرد كه رأس مدت با زرين خانوم تماس بگيرد و نتيجه را بنويسد.
    بعدها كه نامه اقدس خانوم رسيد، فهميدم كه در آخرين روز ماه سوم، زن اقابالاخان پيغام فرستاده: "اگر داماد دوستانش را هم عوض نكرد عيبي ندارد، ولي بقييه شرايط را بايد داشته باشد!
    چند ماه گذشت، باز هم نامه اي رسيد كه نوشته بود:
    "زن آقابالاخان گفته به سر و وضعش هم نرسيد مانعي ندارد، ولي بقيه شرايط را بايد داشته باشد.
    ايضاً چند ماه ديگر نامه نوشت و اشاره كرد كه:
    "زن آقابالاخان گفته شبها هم اگر زود نيامد عيبي ندارد. ولي خيلي هم دير نكند كه بچه ام تنها بماند....ضمناً ساير شرايط را هم حتماً بايد داشته باشد!"
    ....زمان به سرعت مي گذشت، هر پنج شش ماه يك دفعه نامه اقدس خانوم مي رسيد و هر دفعه يكي از شرايط اوليه حذف شده بود:
    ...زن آقابالاخان خودش آمد خانه ما و گفت:
    ـ "ماشين هم لازم نيست چون با اين وضع شلوغ خيابانها آدم هر چي ماشين نداشته باشد راخت تر است!....ولي بقيه شرايط را بايد داشته باشد!"
    ....زرين خانوم توي حمام به من گفت: ديشب آقابالاخان مي گفت خودمان خانه داريم نمي خواهد فكر آن باشد، ولي بقيه شرايط را حتماً بايد داشته باشد.
    ....آقابالاخان و زنش ديشب پيغام دادند:
    "از يك تكه ملك پشت قباله مي شود گذشت ولي بقيه مسائل مهم است!"
    ....."امروز خود زينت را توي كوچه ديدم، طفلكي خيلي لاغر شده....مي گفت: با حقوق كمش مي سازم، ولي كلفت و نوكر را بايد حتماً داشته باشد!...."
    به درستي نمي دانم چند سال گذشت، ولي اين را مي دانم كه دختر آقابالاخان به همان سني رسيده بود كه در تهران به آن "ترشيده مي گفتيم!"
    ولي جنوبي ها به آن مي گويند "خونه مونده....و اگر دختر هاي اين سن، واقع بين باشند ديگر فكر شوهر را هم نمي كنند كه هر وقت صداي زنگ خانه بلند مي شود قلبشان بريزد پايين!......
    داشتم قضيه را كم كم فراموش مي كردم....علي الخصوص كه اقدس خانوم هم نامه هايش را قطع كرده بود.....
    ....زندگي ام جريان طبيعي خودش را طي مي كرد تا اينكه يك روز نامه اي به دستم رسيد كه خطش را تا بحال نديده بودم.
    با عجله پاكت را باز كردم نوشته بود:
    "آقاي برهان پور:
    پس از عرض سلام، مي خواستم به اطلاع شما برسانم كه براي سرگرفتن ازدواج ما، كلفت و نوكر هم لازم نيست چون در اين مدت در كلاس خانه داري تمام كارهاي خانه را از آشپزي و خياطي گرفته تا آرايش و گلدوزي ياد گرفته ام و ديپلمش را دارم.
    منتظر جواب شما هستم، جواب، جواب، جواب، ....زينت"
    فرداا وقتي پستچي شهر ما صندوق را خالي كرد، نامه دو سطري من هم توي نامه ها بود، همان نامه كه تويش نوشته بودم:
    "سركار خانوم زينت خانوم!
    نامه اي كه فرستاده بوديد زيارت شد، ولي به درستي نفهميدم نظر شما از "آقاي برهان پور" كه بود؟ اگر منظور، احمد برهان پور است كه كلاس اول دبستان درس مي خواند و اهل اين حرفها نيست، بنده هم كه پدرش هستم ...و در خانه هم عزب اوقلي ديگري نداريم.
    سلام بنده را به مامان و بابا برسانيد. قربانعلي برهان پور"
    راستي فراموش كردم بگويم كه دو سه ماه پس از انتقال به جنوب، با يك دختر چشم و ابرو مشكي شيرازي آشنا شدم كه نه درباره رفيقها و سر و وضع و دير آمدنم حرفي داشت، نه خانه و ماشين و حقوق و يك تكه ملك براي پشت قباله مي خواست.... و از همه اينها مهمتر اينكه پدر و مادرش هم "آقابالاخان" و "زرين خانوم" نبودند
    .

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط آرام| |

    پارچه ای که می تواند استرس و فشار عصبی را تشخیص دهد

    برای کاهش استرس و فشار های روحی چه میکنید؟! هر راهی را هم که در پیش گرفته باشید مطمئنا این یکی را نمی دانید. دانشمندان آلمانی در یک تحقیق موفق به ساخت نوعی سنسور (حس گر الکترونیکی ) شده اند که می تواند استرس و فشار های روحی را تشخیص دهد و برای کاهش آنها اقدام کند. این سنسور ها قرار است به صورت پارچه درآیند و از آنها جلیقه و تی شرت دوخته شود. به این صورت که در مرکز جلیقه تعدادی سنسور مرکزی کار گذاشته می شود تا بتوانند فشار عصبی شخص را از طریق تغییرات فیبر های عضلانی بدنش تشخیص دهد. این تشخیص اقدام به ارسال سیگنالهای الکتریکی به سیستم پردازشگر مرکزی  میکند.پس از آن فیبر های کربنی فعال میشوند و طی مکانیزمی مجهول از فشار عصبی و استرس فرد میکاهند.
    انگیزه اصلی طراحان این الیاف , تسهیل انجام فعالیت هایست که نیاز به تمرکز بالا دارد. از همه مهمتر این الیاف می توانند برای دوخت لباس ورزشکارانی که از فشار های عصبی مزمن رنج می برند کاربرد داشته باشد. البته اگر استفاده از این پارچه ها دوپینگ محسوب نشود!!
    منبع

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:23 بعد از ظهر توسط آرام| |

    روز دوم هم براي ايران بدون مدال پايان يافت

     دومين روز بازي هاي المپيك 2008 پكن براي كاروان ورزشي ايران مانند روز نخست بدون مدال به پايان رسيد.
    رقابت هاي روز دوم در حالي براي ايران شروع شد كه آرش مير اسماعيلي با برد اولين حريف خود اميدها را براي كسب نخستين مدال كاروان ورزشي پررنگ كرد؛ اما زماني كه در دومين بازي خود در مصاف با حريف ژاپني با نتيجه سنگين20 بر صفر تن به شكست داد، چشم هاي منتظر مدال از روي تاتامي جودو نااميدانه گرفته شد.
    در ساير رشته ها نتايج زير به دست آمد.

    بسكتبال
    تيم ملي ايران در نخستين ديدار مغلوب تيم روسيه قهرمان اروپا شد.
    ملي پوشان از ساعت 5:30 دقيقه بامداد به وقت تهران به مصاف تيم روسيه رفتند و در پايان با نتيجه 71 بر 49 بازي را به اين تيم واگذار كردند.

    جودو
    حذف تنها شانس مدال
    آرش ميراسماعيلي در وزن 66- كيلوگرم نخستين بازي خود را در برابر نماينده لهستان با پيروزي به پايان برد؛ اما با قبول شكست در مصاف با نماينده ژاپن شانس طلا را از دست داد.
    نماينده 66 كيلو گرم ايران با قبول اين شكست وارد گروه بازنده ها شد و در نخستين ديدار در برابر نماينده دومنيكن به پيروزي شد و در دومين ديدار مغلوب جودو كار ازبك شد و شانس مدال از ميان رفت.
    ميراسماعيلي در رده‌بندي اين وزن نهم شد.

    بوكس
    سپهوند صعود كرد
    مرتضي سپه وند نماينده وزن 64 كيلوگرم با كسب پيروزي در نخستين ديدار خود به دور بعد راه پيدا كرد.
    نماينده بوكس ايران در بازي اول براي رودرو شدن با بوكسور تونسي وارد رينگ شد. وي در مصاف با هسيني حمزه با نتيجه 16 بر 4 پيروز شد

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط آرام| |

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    برخورد پليس با آتليه‌هاي عكاسي متخلف در تهران

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 8:16 بعد از ظهر توسط آرام| |


    The image “http://i31.tinypic.com/9jkj29.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3:24 قبل از ظهر توسط آرام| |

     خيلي سخت است كه بتوان بر طبق خصوصيات اخلاقي كه جنس مخالف آنها را ميپسندد رفتار كرد. معمولاً هنگاميكه زمان قرارهاي ملاقات فرا مي رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان مي رسند، اما در مقابل آقايون همان چهره خسته و عرق كرده باشگاه را ترجيح مي دهند. نكته مهمي كه آقايون نبايد هيچ گاه از نظر خود دور كنند اين است كه خانم ها هميشه آنطور كه وانمود مي كنند، نيستند و هيچ گاه حقيقت چيزهايي را كه دوست دارند در همسر خود ببينند را به زبان نمي آورند. شايد برخي از خانم ها نسبت به بعضي از خصوصيات اخلاقي همسرشان دل خوشي نداشته باشند و هميشه از او ايراد بگيرند و به او غر بزنند؛ اما بد نيست كه در اين قسمت از برخي خصوصياتي كه مي تواند يك خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نيز چيزهايي بدانيم. شايد خانم ظاهراً از تعدادي از رفتارهاي بخصوص آقا رضايت نداشته باشد، اما واقعيت اين است كه او در باطن خود، از زور خوشحالي در حال انفجار ميباشد. تعجب آور است؟!

    اين مقاله را بخوانيد تا ببينيد كداميك از رفتارهاي "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر مي انگيزد و براي تغيير آنها مجددا فكر كنيد.

    1- مرد مردها

    هر چند خانم ها ادعا مي كنند كه از مردهاي مرتب و تميز و شيك پوش خوششان مي آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس هاي ورزشي كج و كوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در كوچه فوتبال بازي كنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه كنيد. او بدش نمي آيد كه هر چند وقت يكبار براي نجاتش تلاش كنيد، و يا اگر از عهده تعمير برخي وسايل بر مي آييد اين كار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد. يك خانم با يك آقا قرار نمي گذارد تا بر سر اين موضوع كه كدامشان كفش ها و يا موهاي شيك تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هر چه بيشتر شما به هم مي شود. البته نبايد فراموش كنيد كه زمانيكه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي رويد، او از شما انتظار دارد كه لباسهاي مناسب و آراسته اي به تن كنيد، اما در عين حال بايد در نظر داشته باشيد كه در بقيه ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي برد - هر چند اين امكان وجود دارد كه هرگز به اين موضوع اعتراف نكند- هميشه لازم نيست شيك ترين لباس ها را به تن كنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز كنيد، فقط كافي است كه آروغ هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگاميكه با دوستانتان هستيد بزنيد.

    2- نه گفتن

    شما بايد تصميماتي كه به ذهنتان را مي رسد را انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي دهد، عمل كنيد؛ حتي اگر اين كار سبب عصباني شدن خانم شود. آقايون تصور مي كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي گردند كه او را بتوانند روي يك انگشت خود بچرخانند و هر چه كه مي گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديكته مي شود، عمل كنيد، ديري نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور مي شود. خانم ها به دنبال مردي هستند كه چيزي براي ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردي هستند كه شخصيت منحصر بفردي داشته باشد. اگر تمام زندگي يك مرد را تنها "همسرش" تشكيل دهد، آنگاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي ماند كه بتواند در مواقع ضروري آنها را رو كند. حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را بدست بگيرند، باز هم بدش نمي آيد كه گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد. بنابراين اگر تا به حال تصور مي كرديد كه بايد كنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يك خدمتكار خانگي دست آموز تبديل كنيد.

    3-داشتن شهوت جنسي شديد

    كاملاً روشن است كه اگر يك رابطه، تنها به برقراري روابط جنسي محدود شود، طرف مقابل احساس مي كند كه مورد سوء استفاده قرار مي گيرد؛ اما از سوي ديگر بايد اين امر را نيز در نظر گرفت كه يك خانم زمانيكه مي بيند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست ميدهد و ابزار علاقه مي كند انگار دنيا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از يك روز سخت كاري و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه مي بينيد هيچ چيز جز معاشقه نمي تواند او را خوشحال كند؛ اين امر سبب مي شود كه او خودش را در راس تمام شادي هاي جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشي دارد و در سمت مهمي قرار دارد، بهتر است شما شروع كننده ارتباط جنسي باشيد. اين امر به او اجازه مي دهد كه با خيال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

    4- مستقل بودن

    شايد هميشه خانم ها به اين دليل كه همسرشان ادعا مي كنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافي مبذول نمي دارند، وقت زيادي را در محل كار خود سپري مي كنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي كنند، ناراحت مي شوند. بايد توجه داشت باشيد كه اگر مي خواهيد همسرتان در كنارتان باقي بماند، بايد مانند يك پرنسس با او رفتار كنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد كه اگر سرگرمي، تفريح و كارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي برند و شديداً به آن محتاج هستند. يك مرد مستقل و متكي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي باشد. يك مرد محتاج و بدون آرزو هاي بزرگ، براي بيشتر خانم ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي مخصوص به خودتان را داشته باشيد.

    5-حسود بودن

    حسادت يكي از احساسات قوي به شمار مي رود. هر چند انسان ها نمي توانند ميزان دقيق حسادت خود را كنترل نمايند، اما مقدار كمي حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقي، به راحتي مي تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزايش دهد. اگر شما نسبت به مردهايي كه با اوصحبت مي كنند، هيچ گونه عكس العملي از خود نشان ندهيد، او تصور مي كند كه به هيچ وجه برايش ارزش قائل نيستيد، به همين دليل به دنبال كسي مي رود كه اين خلا را برايش پر كند. اگر او در مورد يك همكار مذكر خيلي صميمي و يا مربي اش بازخواست نماييد، شايد در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندي بر لب هايش نقش خواهد بست. توجه: زمانيكه نوبت به حسادت مي رسد، مقدار كمي از آن مي تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جويي كنيد. از قدرت فوق العاده آن با خبر شويد: او مي تواند عاشق مردي شود كه نسبت به دارايي هاي شخصي او حساس بوده و از آنها محافظت كند.

    6-آسيب پذيري گاه به گاه

    هر انساني دوست دارد كه احساس كند ديگران به وجود او نيازمند هستند و از آنجايي كه كمتر اتفاق مي افتد يك خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نيست كه به او اجازه دهيد اين كار را از طريق روش هاي ديگر به شما اثبات كند. براي مثال بد نيست كه به او اجازه دهيد تا به شما گوشزذ كند نياز به جوراب هاي بيشتري داريد، يا اينكه هميشه يادتان مي رود رخت ها را به خشك شويي ببريد، و براي بستن كروات خود به كمك او احتياج داريد. شايد احمقانه به نظر برسد اما گاهي اوقات همين موارد ساده و پيش پا افتاده سبب مي شود كه او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا كند و بيش از پيش جذب شما شود. البته اين امر بدان معنا نيست كه سعي كنيد از او براي خود يك مادر بسازيد - هر چند او از اين كار بدش نمي آيد - اما اين امر شايد جزء آخرين چيزهايي باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانيكه نياز به كمك داشتيد و احساس مي كرديد كه او مي تواند به شما كمك كند، از او درخواست همكاري كنيد. با اين كار بدون شك به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور مي كنند كه براي كشاندن خانم ها به سمت خود بايد از خودشان يك قهرمان دست نيافتني بسازند، اما اين امر صحت ندارد. مقداري نيازمندي و كمك خواستن سبب مي شود كه شما در نظر او تا حدي آسيب پذير جلوه كنيد، و در چنين موقعيتي تمام خانم ها حاضر ايستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمك كنند.

    7-پنهان كردن احساسات

    شايد او هميشه اعتراض مي كند كه چرا نبايد بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعي هستيد. شايد دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار براي ما چه اتفاقاتي رخ داده، شايد هميشه از شما بخواهد تا در مورد همه چيز با او صحبت كنيد، و به اصطلاح سفره دلتان را براي او باز كنيد تا بتواند به عميق ترين نقطه از احساساتتان دسترسي پيدا كند. شما مي دانيد كه خانم ها با دوست هاي دختر در مورد جزييات تمام مسائل به خصوص در مورد نگراني هاي خود، صحبت مي كنند. به همين دليل اگر بخواهيد تمام احساست خود را در مقابل او بازگو كنيد، خيلي راحت مي تواند به شما نمره دهد. در برخي مواقع اگر كمي از او دوري كنيد و خود را كمي اسرار آميز جلوه دهيد، او علاقه بيشتري به شما پيدا خواهد كرد. نكته جالب اينجاست كه خودش به شخصه براي پيدا كردن حقيقت تلاش مي كند. خانم ها لذت مي برند تا بدون اينكه شما به آنها چيزي بگوييد، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بياورند. شايد آنقدرها هم كه شما تصور مي كنيد از اين كار متنفر نباشد.

    8-سرتاپاي او را وارسي كنيد

    خانم ها به اندازه آقايون دوست دارند كه ديگران آنها را به خاطر توانايي هاي ذهني و عملي شان تحسين كنند، و زمانيكه كاري را درست انجام دادند مورد تشويق قرار بگيرند؛ آنها در چنين حالتي انتظار ترفيع رتبه و تشويقي نيز دارند. اگر يك خانم با حالت جذابي صحبت ميكند دلش مي خواهد مورد توجه قرار بگيرد. البته اين امر به شرايط و كسانيكه به او توجه مي كنند هم بستگي دارد. اما زمانيكه نوبت به مردي مي رسد كه خانم دوستش مي دارد، با كمال ميل به او اجازه مي دهد كه كليه متعلقاتش را چك كند. خانم ها هم مانند آقايون از تعريف و تمجيد لذت مي برند. اگر به او توجه كنيد او واقعا خوشحال مي شود و اين خوشحالي شما را به هر كجا كه بخواهيد خواهد رساند.

    هميشه بهترين رفتارهايتان را رو نكنيد

    هر چند خانم ها در بيشتر موارد، زماني كه غر زدن هايشان را شروع مي كنند كاملاً جدي هستند، (به ويژه زمانيكه آشغال غذاهاي خود را روي ميز بگذاريد و يا جوراب هايتان را برنداريد) اما بايد اين امر را هم در نظر داشته باشيد كه اگر بخواهيد هميشه با او موفقت كنيد و مطابق خواسته هايش رفتار كنيد، او دلش براي خود واقعي شما تنگ خواهد شد. اين دست رفتارها به دو قسمت تقسيم مي شوند: آنهايي كه خود واقعي شما را نمايان مي سازند و آن دسته اي كه شما را به او نشان مي دهند. از آنجايي كه ما كاملاً واقف هستيم كه خانم ها نيازمند توجه هستند و همين توجه باعث جذب خانمها به آقايون مي شود، اين احتمال وجود دارد كه برخي رفتارهاي منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روي لب هاي او بنشاند و در وجود او جذابيت بيشتري نسبت به شما ايجاد نمايد. بنابراين هيچ گاه نبايد به ظاهر صحبت هاي او توجه كنيد؛ در بيشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مي دارد

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3:20 قبل از ظهر توسط آرام| |

     خنداندن، كاري بسيار دشوارتر از خنديدن است. آنقدر منتقد و ناظر داريم كه گاه تعدادشان حتي از توليدكنندگان و مخاطبان هم افزون‌تر مي‌شود. پس شهامت مي‌خواهد و جسارت كه بخواهيد چنين مردمي را بخندانيد.در اين شرايط 3در4 تنها مجموعه تلويزيوني است كه با بضاعت محدود خود تلاش مي‌كند، در انتهاي يك روز كاري، درست در زماني كه پدرهاي خانواده روي كاناپه‌ي خانه لم مي‌دهند و بچه‌ها شب‌هاي پس از امتحان را تجربه مي‌كنند، تلاش مي‌كند، تا آنها را بخنداند، شب‌هاي آغازين تابستان امسال با 3در4 كمي رنگ و بوي متفاوتي دارد كه چرا كه اگر برق داشته باشيد احتمالا مي‌توانيد حال و روز خودتان را با يكي از بازيگران اين مجموعه همانندسازي كنيد.راستي چرا به هم لبخند نمي‌زنيم؟ چرا از شادبودن و نشاط ديگران لذت نمي‌بريم؟ چه برسر ما آمده كه بخش بيشتر انرژي‌مان را صرف تخريب ديگران مي كنيم؟ از درون خراب هستيم و هميشه به دنبال مچ‌گيري از اين وآن هستيم! كمي براي خنديدن برنامه‌ريزي كنيم. دمي براي شادنمودن قلبي كوچك بينديشيم. به زندگي لبخند بزنيم، به يكديگر لبخند بزنيم وسرانجام اينكه حداقل اجازه ندهيم خنديدن‌مان سهميه‌بندي شود!

     

    هميشه شروع خيلي سخته، مثل صفحه سفيدي كه تا قبل از خط خطي شدن وحشتناك به نظر مي‌‌رسه اما كافيه شروع كني و كلمه اول روش حك بشه، ديگه اگه خيلي طالب باشي و البته كاربلد، تا آخرين سطر صفحه آخر ادامه مي‌‌دهي. مثل همه كاراي ديگه. شايد اولين كلمه خيلي مهم و فلسفي و زيبا نباشه اما مطمئنا صفحه‌هاي بعدي حرف‌هاي زيادي براي گفتن خواهند داشت.

    4×3 هم صفحه دوم از كارگرداني مجيد صالحي است. صفحه اول كارگرداني‌اش با مجموعه‌اي به نام «آشتي‌كنان» پر شد؛ مجموعه‌اي سفارشي با مضمون پزشكي و پيام‌هاي بهداشتي. حرف‌هاي زيادي زد. از حق نگذريم خيلي بدخط و نازيبا هم نبود اما مهم اين‌كه از صفحه اول بتوني چيزي ياد بگيري و در صفحات بعدي به كار بگيري.

    اگر مجموعه 4×3 طرفدار زيادي پيدا كرده، مطمئنا تجربه قبلي صالحي بي‌تاثير نيست هرچند عده‌اي دوست دارن و عادت كردن به ساز مخالف زدن و مدام نام‌هاي بزرگي كه در تيتراژ مي‌‌بينن رو عاملي اصلي مي‌‌شمرن... نام‌هايي مثل بهرام بهراميان، رضا عطاران، محمدحسين لطيفي و... اين نام‌ها هم بودن و هم نبودن... در جاي خود به عنوان مشاور بودن و همه نقش‌هايي كه اون دسته خاص بهشون نسبت مي‌‌دن، نبودن. براي كساني مثل ما كه از كمي اون‌طرف‌تر همراه و همگام ساخت 4×3 بوديم، واضح و مبرهن است كه سيدمجيد صالحي بيش از آنچه كه در شرح وظايفش مطرح شد، كار كرد و مايه گذاشت.در هر حال از نظر مخاطبان تلويزيون دومين برگ از دفتر كارگرداني اين جوان 33 ساله خوب پر شد.

     حرف‌هاي پشت دوربين

    حرف و حديث و البته مشكلات در خصوص هر كاري هست و البته اين كار كمي بيشتر. حرف‌هايي مثل اين‌كه لطيفي كارگردان اصليه، تهيه‌كننده صالحي رو به عنوان كارگردان نمي‌‌شناسه، صالحي انتخاب لطيفي است نه تهيه‌كننده، عطاران در حد يك اسم حضور داره و...

    چند دقيقه‌اي با مهدي بدرلو برنامه‌ريز و مدير توليد كار همراه شديم تا سر از چند و چون اين حرف‌ها درآوريم. او مي‌‌گويد:

      در اين مدت حرف‌هاي زيادي در مورد اين كار نوشته و گفته شد كه بيشتر آنها درست نيست مثلا اين‌كه كار با لطيفي شروع شد و بعد مجيد صالحي اضافه شد.

      ارديبهشت 86، هسته اوليه 4×3 تشكيل شد كه آقاي لطيفي به همراه آقاي روستايي (تهيه‌كننده) طرح را به آقاي بهراميان دادند. آن زمان فقط يازده قسمت فيلمنامه آماده بود ولي از همان ابتدا مشخص شده بود كه 26 قسمتي است. شايد ابتدا، حضور محمدحسين لطيفي در اين گروه، ايشان را به عنوان كارگردان معرفي مي‌‌كرد اما همان روزهاي اول بود كه از طرف شبكه، آقاي لطيفي را معرفي كردند براي كار «نردباني بر آسمان».  مجوز 4×3 از سه يا چهار سال قبل توسط حسن روستايي (تهيه‌كننده) گرفته شده بود.  پانزدهم ارديبهشت كارگردان ديگري غير از صالحي براي كار انتخاب شد به نام رامبد جوان كه كار رو شروع كنند. منتهي جوان چند تغيير رو در فيلمنامه اعمال كرد كه نظر هسته مركزي رو جلب نكرد. از اين روجوان رفت به سراغ «نشاني».

     بعد از اين جريان بود كه حسن روستايي به مجيد صالحي اعتماد كرد. صالحي پيش از اين، يك كار ساخته بود و در سريال «ترش و شيرين» علاوه بر بازي، به عطاران مشاوره هم مي‌داد. او هم جواب اين اعتماد رو به خوبي داد.

      در مورد كارگرداني مجيد صالحي خيلي حرف‌هاي ضد و نقيض عنوان مي‌‌شه از جمله: روستايي به عنوان تهيه‌كننده، لطيفي رو به عنوان كارگردان مي‌‌شناسه و صالحي رو قبول نداره و... حتي يك بار من خودم سركار بودم و از خبرگزاري به من زنگ زدند كه فلاني كارگرداني مي‌‌كنه، صالحي روبه‌روي من بود و من احساس كردم حتما اينجاست كه نبايد آدم به چشم‌هاي خودش هم اعتماد كنه!!

    The image “http://tinypic.com/m8jv41.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

      وقتي نام‌هاي بزرگ زياد مي‌‌شه، خوراك شايعه هم به مراتب زياد مي‌شه اما خدا رو شاهد مي‌‌گيرم هيچ‌كدام از اينها در حد يك اسم نبودن و هركدام در جايگاه خودش كمك مي‌‌كرد و البته اين ضعف كارگردان نيست. يك كارگردان مي‌‌تونه از آدم‌هايي كه كارشون رو قبول داره، مشاوره بگيره.

      مجيد صالحي به همراه عطاران و عليرضا مسعودي از همون روزهاي اول كه هسته اوليه تشكيل شد، به عنوان مشاور هنري و بازيگردان، مشاور كارگردان ، نويسنده انتخاب شدن و بعد از اين محمود رضايي به عنوان كارگردان تلويزيوني انتخاب شد كه در كارهاي قبلي عطاران مثل «ترش و شيرين» هم حضور داشت و من بسيار ازشون ياد گرفتم در خصوص نحوه اداره كردن پروژه!

      4×3 در شب‌هاي وحشتناك سرد زمستان 86 فيلمبرداري مي‌شد، هنوز نرسيديم به سكانس‌هايي كه در شب‌هاي 17 درجه زير صفر مقابل دوربين رفت و ما شب كار بوديم.

     

     وقتي مجيد صالحي به عنوان كارگردان معرفي شد، آقاي بهراميان در سمت مجري طرح چون مي‌خواست صالحي راحت باشد اداره كار رو همه جوره به او سپرد. همين اختيار تام باعث حضور علي صادقي، آقاي كاسبي، مهران رجبي و...شد.

      از جايي كه فيلمنامه با فيلمبرداري يكي شد برنامه‌ريزي به من سپرده شد، پيش از اين حميد همتي اين كار رو انجام مي‌داد.

      قرار بود كار نوروزي باشد كه پانزده قسمت هر روز پخش بشه و مابقي هفته‌اي سه بار و خدا اين لطف رو به بقيه سريال‌هاي نوروزي كرد كه كار ما در نوروز پخش نشه! چون ادعا مي‌كنم اگه پخش مي‌شد بهترين سريال نوروزي لقب مي‌گرفت.  خيلي‌ها مي‌گفتن عطاران در حد يك اسم در اين كار بوده اما به جز خواندن تيتراژ ابتدايي، در خيلي از سكانس‌هاي ما حضور فيزيكي داشت و به مجيد مشاوره مي‌داد از جمله سكانس فينال و سكانس مسجد كه پخش شد، هر چند او خودش در پروژه ديگري جلوي دوربين بايد مي‌رفت حتي چند تا از لوكيشن‌هاي ما با نظر مستقيم عطاران انتخاب شد.

      به نظرم ما اگه مدام اسم‌ها را چك كنيم كه كي بوده و كي نبوده انرژي بيش از اندازه و زحمتي كه مجيد صالحي براي كار گذاشته را مي‌بريم زير سوال و اين به نظرم از انصاف به دور است. مجيد خيلي خوب كار كرد كه خدا رو شكر تا اينجا جواب داده و بعد از اين هم سكانس‌هاي بهتري را هم خواهيم داد.

      شبي كه برف بسياري باريده بود و ادارات تعطيل شد ما بالاي تونل رسالت فيلمبرداري داشتيم، بنده خدا آقاي رجبي تا زانو توي برف فرو رفته بود ولي به زيبايي ارائه نقش مي‌كرد.

      روتوش نهايي مونتاژكار با بهرام بهراميان است، با اين‌كه خيلي مشغله داره، ولي هر شب از هفت بعدازظهر تا پنج صبح سر مونتاژ حاضر مي‌شه.

      بودجه اين كار خيلي كم بود اما نه در حدي كه در برخي جاها عنوان مي‌شد كه براي ساخت موسيقي بايد مي رفتيم سراغ آكاردئوني‌هاي پارك ملت.

      در اين كار بيش از 80 لوكيشن داشتيم.

      غلو 4×3 مثل طنزهاي ديگه نيست، درسته كه خيلي سطح پايين صحبت مي‌كنيم اما تمام اين حرف‌ها، دكترمآبانه و روانشناسي شده است.

      جايي عنوان شده علي صادقي بالاترين دستمزد رو گرفته اما اينطور نيست. در كل، تموم دوستاني كه حضور داشتن، پول خوبي گرفتن. خيلي قاطع اين حرف رو مي‌زنم چون كارهاي قبل و بعدشون رو خبر دارم كه از اين كمتر گرفتن.

      علي صادقي براي اين كار خيلي زحمت كشيد و انرژي زيادي گذاشت. با اين‌كه كمردرد داشت اما به رو نمي‌آورد، هرچند ما هم سعي مي‌كرديم زياد اذيتش نكنيم، همينطور آقاي رجبي، آقاي كاسبي هم كه استادند.

      بازيگران ديگري هم وارد قصه مي‌شن مثل شهرام قائدي، خود صالحي و مجيد ياسر، يعني در هر جايي كه احساس شده كمي مردم خسته مي‌شن و بازيگران تكراري، يك بازيگر وارد كار مي‌شه.اگر امروز اين كار گرفته به خاطر اين‌كه خيلي‌ها انرژي گذاشتند.    

    در پايان اين كار به مانند همه كارهاي ديگه با تمام مشكلاتي كه داشت ساخته شد و عنوان كردن قسمت‌هايي از تلخي‌ها و مشكلاتش از شيريني‌كار نمي‌كاهد و اگر مي‌بينيد اين روزها مخاطبان زيادي را يك شب در ميان پاي جعبه جادويي مي‌‌نشاند به خاطر اين است كه توليدكنندگانش از بازيگران تا عوامل پشت صحنه و تداركات انرژي زيادي برايش گذاشتند.

     

    بيوگرافي بازيگران اصلي

    مجيد صالحي: در شهريورماه سال 1354 در تهران متولد شد، دو خواهر دارد و مجرد است. بازيگري را به طور جدي از سال 72 با كلاس‌هاي سمندريان آغاز نمود.

     علي صادقي؛ در سال 1359 متولد شده، در رشته كامپيوتر تحصيل كرده و سال 75 به طور حرفه‌اي وارد بازيگري شد.

     محمد كاسبي؛ چهارم خرداد سال 1330 در تهران ديده به جهان گشود و در رشته بازيگري و كارگرداني سينما تحصيل كرده است.

     مهران رجبي؛ در بيستم ارديبهشت سال 1340 در كرج متولد شد و هم‌اكنون هم ساكن اين منطقه است. تحصيلاتش را در رشته گرافيك به اتمام رساند.

     اشكان اشتياق؛ متولد ششم تيرماه 1361 در تهران داراي مدرك كارداني گرافيك.

     شهره لرستاني؛ 1345 سال تولد اوست. اوج بازي‌اش «ليلي با من است» و آغاز بازي‌اش با فيلم «نياز» عليرضا داودنژاد.

      مجيد صالحي‌: سعي كردم با سه در چهار لبخندي بر لبان مردم بنشانم. هميشه از سبك كارهاي عطاران لذت مي‌بردم او اجتماع را خوب مي‌شناسد و زيبا هم نشان مي‌دهد. اين كار برداشتي است آزاد از كارهاي دوست خوبم رضاي عزيز.

      علي صادقي: در روزهاي سختي فيلمبرداري انجام مي‌شد، سرماي وحشتناك سال پيش، اما وقتي كار رو مي‌بينم تمام اون سختي‌ها رو فراموش مي‌كنم و خستگي از تنم بيرون مياد.

      محمد كاسبي: كار كه خيلي سخت بود اميدوارم نتيجه خوب باشد.  مهران رجبي: كار با اين گروه خاطرات خوشي را برايم رقم زد.

      مجيد ياسر: خوشحالم كه گروه به من اعتماد كرد و من رو به جمع سه در چهاري‌ها در وهله اول و خانواده‌هاي ايراني راه داد.

      مريم سلطاني: با توجه به شرايط سخت فيلمبرداري، تمام عوامل به‌خصوص مجيد صالحي براي كار ‌خيلي زحمت كشيدند... اميدوارم حاصل خوبي داشته باشد و اين محصول خوب چيزي نمي‌تواند باشد جز رضايت مردم.

    ناديا دلدار گلچين از آن دسته بازيگراني است كه سال‌ها در صحنه هنر ايران مشغول بازيگري است. بازيگري قابل كه هنر را تمام و كمال درك كرده. او در هجدهم ارديبهشت سال 1339 به دنيا آمده، ثمره ازدواجش دو فرزند دختر است كه اولي گريمور مي‌‌باشد و دومي گرافيست، او يك نوه پسر هم به نام فرهاد دارد.دلدارگلچين پيش از اين‌كه به بازيگري روي بياورد، در رشته موسيقي تحصيل مي‌كرد اما به خاطر علاقه فراوانش به بازيگري، جذب اين حرفه شد.

    حرف‌هاي جلوي دوربين

     مجيد صالحي هنوز هم معتقد است با هر لبخند مردم، يك دنيا انرژي مي‌‌گيرد. او براي اين كار خيلي زحمت كشيده و اين روزها مزدش رو مي‌‌گيره، هرچند اگه تدوين و مونتاژ كار، فرصتي براي تماشاي كار به او بده.  

      چندي پيش باخبر شديم صالحي به خاطر كار بي‌وقفه و بدون استراحت از يك سال پيش براي 4×3 به دليل سابقه بيماري قلبي، دو شبي را در بيمارستان بستري شده اما به دليل تعلق خاطري كه به اين كار داشته، علي‌رغم توصيه پزشك با رضايت خود مرخص شده.

      علي صادقي و مجيد صالحي در كار خيلي خوب با هم هماهنگ شدن، اين را در قسمت‌هاي آتي به خوبي حس خواهيد كرد. ما در پشت صحنه شاهد اين موضوع بوديم.

      بازي متفاوت محمد كاسبي و مهران رجبي و البته بي‌نقص شهره لرستاني و ناديا دلدارگلچين به خوبي نمايان است.

      اشكان اشتياق هنوز بازي در سريال «زير آسمان شهر 1» را در اذهان دارد. او پس از مدت‌ها در قاب تلويزيون حاضر شده.

      پسر كوچك سيروس در اين سريال پسرعموي مجيد صالحي است و نوه آقا رحمان در اين مجموعه خواهرزاده علي مسعودي نويسنده كار است.

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3:18 قبل از ظهر توسط آرام| |

    هنگامی که در مورد سلامتی صــحبت بـه میـان مـی آیـد بی تـردید وضــعیت صحیـح قرارگـیـری بـدن شـمـا هـنـگام فعالیتهای گوناگون در راس فهرست عوامل مهم سلامتی قـرار خـواهد گـرفـت زیـرا بـه انـدازه تغذیه مناسب، ورزش، پـرهـیـز از مواد الکلی و مـخدر و سیگار در حفظ سلامتـی بـدن موثر میباشد. وضـعـیت صحیح قرارگیری اندامها کمک مـی کند تا کـارهـایـتـان را بـا انـرژی بیـشتـر و اسـتـرس و خـستگی کمتر به انجام رسانید.

    هنگامیـکه وضعـیت بدن شما در حالت مناسب میباشد:

    1- هنگام نشستن، ایستادن و خوابیدن کمترین فشار و استرس روی عضلات پشتیبان و رباطهای بدن شما اعمال میگردد.
    2- وضعیت ستون فقرات شما در حالت استراحت و خنثی میباشد.
    3- اعضاء حیاتی بدن در مکان صحیح قرار دارند.
    4- عملکرد طبیعی دستگاه عصبی شما بهتر صورت میپذیرد.
    5- در دراز مـدت بر روی دستگاه گوارش-تنفس-عضلات -رباطها و استخوانهای بدن تاثیر میگزارد.
    6- استخوانها و مـفاصـل در وضـعـیت صـحیـح خـود قـرار دارنـد و کـارایـی عضـلات حداکثر میباشد.
    7- تحلیل و سـایش نـابـهنـجار مـفاصل کاهش یـافته و از التهاب مفاصل جلوگیری بعمل می آید.
    8- از ثابت قرار گرفتن ستون فقرات در وضعیت غیر طبیعی جلوگیری میکند.
    9- از مشکلات کمردرد و دردهای عضلانی جلوگیری میکند.
    10- از خستگی جلوگیری میکند زیرا استـفـاده بهینه از عضلات بدن انرژی مصرفی بدن را کاهش میدهد.
    11- در بهبود ظاهر شما موثر است.

    وضعیت نادرست بدن بر اثر موارد زیر ایجاد میگردند:
    428_1
    1- سوانح و مصدومیتها.
    2- اضافه وزن و چاقی.
    3- تکیه گاه نامناسب تشک در هنگام خواب.
    4- مشکلات بینایی.
    5- کفش نامناسب و پاشنه بلند.
    6- عـادات نشـستن، ایـستـادن و خـوابـیـدن
    بی دقت.
    7- اعتماد بنفس پایین.
    8- عضلات ضعیف و انعطاف ناپذیر.
    9- طراحی نامناسب محل کار.



    مـهمتـرین قسـمت بـدن که نقش بسزایی در داشتن وضعیت صحیح بدن ایفا می کـنـد، ستون فقرات می باشد. ستون فقرات شما دارای قوسهای طبیعی است که باید آنها را در وضعیت طبیعی خودشان همواره حفظ کرد. سـتون فـقـرات از 32-34 مـهـره تـشکـیـل یافته:

    7 مهره گردنی، 12 مهره پشتی، 5 مهره خاجی و 3 الی 5 مهره دنبالچه ای.

    میـان مـهره های کمر در دیسک کمـر واقع است که در واقع نقش ضربه گیر را ایفا میکند. هنـگــامی که شما فشار بیش از حد و نامناسب به ستون فقرات اعمال می کنـیـد، بـه دیسک کمر فشار می آید و آن را از مکان خود جابجا کــرده و به اعصاب اطراف خود فشار آورده و ایجاد درد می کند.

    شرایط لازم برای داشتن وضعیت صحیح
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1- عضلات قوی و انعطاف پذیر.
    2- حرکات طبیعی مفاصل.
    3- توازن قدرت عضلانی در دو سوی ستون فقرات.
    4- آگاهی از وضعیت بدن در حالات مختلف.
    429_1
    تست وضعیت صحیح بدن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    شـما بـا این 2 تست قادر خواهید بود از وضعیت صحیـح و
    طبیعی بدن خود آگاه گردید:

    1- تست دیوار
     از طـرف پشت به دیوار تکیه داده در حالیـکه پشـت سـر و
    باسن شما با دیوار تماس داشته و پاشنه پا 15 سانتیمتر
    از دیـوار فاصله داشته باشد. اکنون فاصله بین گودی گردن
    و کمر خود را اندازه بگیرید. اگر ایــن فاصله در نــاحیه گـردن
    5 سانتیمتر و در کمر بین 2.5 تا 5 سـانـت بــاشــد وضعیت
    بدن شما ایده آل است و گرنه بـایـد بـه یک پزشک متخصص
    مراجعه کنید.



    430_1
    2- تست آینه

    - نمای روبرو: روبـروی یـک آیـنه تمام قد بایستید و موارد
    زیر را چک کنید:

    1- شانهای شما باید همسطح و تراز باشند.
    2- سر شما باید مستقیم وصاف باشد.
    3- دو سوی باسن شما همسطح و تراز و کشـکـک هــای
    دو پا باید مستقیم رو به جلو باشند.
    4- فاصله میان بازوها و دو طرف بدن یکسان میباشد.
    5- قوزک های دو پای شما باید مستقیم و صاف باشد.

    - نمای پهلو:با گرفتن عکس و یا کمک از یک دوست میسر میباشد:

    1- سر باید قائم و افراشته باشد و به جلو و یا عقب خمیده و افتاده نباشد.
    2- چانه باید موازی با سطح کف اتاق باشد و به سمت پایین و یا بالا کج نشده باشد. 3- شکم باید هموار و مسطح باشد.
    4- زانوها باید صاف و مستقیم باشند
     

    نحوه صحیح ایستادن431_1
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- سر را بالا نگاه دارید: قـائــم و راست. سـر را بـه جلو و
    چانه را بداخل بدهید. چانه را به عقب و یا پهلو کج نکنید.
    قفسه سینه را جلو نگاه داشته و استخوان کتـف را عقب
    نگاه دارید. زانـوها را صـاف نـگاه داشته و فرق سرتان را به
    سـمت سـقف بکشید. شکم را بداخل دهید. باسن را بـه
    عقب و یا جلو کج نکنید.

    2- سعی کنید به مدت طولانی در یک وضعیت نیاستــیـد.
    امـا هــرگاه مجبور به این کار شدید، سعی کنـید یـک پـای
    خـود را با قـرار دادن روی یـک جعـبه و یا چهار پایه بالا نگاه
    دارید و پس از مدتی پـای بـالا آمـده را بـا پـای دیگـر عوض
    کنید.

    3- هنگام ایـستادن وزن خـود را روی هـر دو پا توزیع کرده و بیشترین وزن خود را به روی زیر انگشت شست پا اعمال کنید و نه پاشنه پا. بـهتـر اسـت پـاها را نـیز به اندازه عرض شانه از هم باز کنید.

    4- کفش پاشنه کوتاه و راحت به پا کنید.


    نحوه صحیح راه رفتن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- سر را بالا نگاه داشته و با چشمهایتان مستقیم به جلو نگاه کنید.
    2- شانه های خود را در یک راستا با مابقی بدنتان حفظ کنید.
    3- حرکت طبیعی بازوها هنگام راه رفتن را مختل نکنید.
    4- پاها را در یک راستا و موازی هم قرار داده و به اطراف منحرف نکنید.432_1



    نحوه صحیح نشستن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- صاف و قائم بنشینید. کمر راست و شانه ها به عقب.
    بـاسـن شـما بـاید با پشت صندلی در تماس باشد. سـه
    قـوس طبـیـعی بـدن بـایـد حـین نـشسـتن حـفـظ گـردنـد.
    استفاده از یک تکیه گاه مانند حوله لـوله شـده در نـاحـیه
    کمر سودمند میباشد.

    2- وزن بدن را به طـور مسـاوی روی دو سوی باسن خود
    تـوزیع کنـیـد. زانوها باید همسطح باسن و یا بـالاتـر از آن
    قرار گیرد برای این کار می تـوانید از یک چهارپایه استفاده
    کنید. پاها نباید روی یکدیگر قرار گیرند.

    3- سعی کنید در یک وضعیت بیش از 30 دقیقه ننشینید.
    برخیزید و پس از انجام دادن چند حرکت کششی مـجـددا
    بنشینید.

    4- هـنـگام برخاستن از حالت نشسته بسمت جلو صندلی حرکت کرده و با صاف کـردن پاها برخیزید. از خـم شدن به جلو از ناحیه کمر بپرهیزید. سپس حرکت کششی انـجام دهید مثلا 10 مرتبه کمر خود را خم و راست کنید.

    5- از خم کردن گردن به اطراف تا حد امکان خودداری کنید و جای این کار تمام بـدن خود را بسمت دلخواه بچرخانید.

    433_1

    هنگام نشستن پشت میز کامپیوتر به نکات زیر نیز توجه کنید:

    1- مچ دستها باید مستقیم باشد و به سمت بالا و پایین
    و یا طرفین خم نشده باشد.
    2- ران موازی با سطح کف اتاق باشد.
    3- آرنج باید اندکی از 90 درجه گشوده تر باشد.
    4- زانـوها 2 الی 3 سانتیمتر بـاید از لـبـه صنـدلی جـلـوتر
    باشد.
    5- مونیتور باید 45 الی 55 سانتی متر از پیشانی فاصـله
    داشته باشد. راس مونیتور نیز با سـطح چشم هـا در یـک
    راسـتـا باشد. صفحه کلید بهتر است 2 سانتی متر بالاتـر
    از ساعد قرار گرفته و کمی نیز خم گردد (مانند شکل
     

    نحوه صحیح خم شدن، بلند کردن و حمل اشیاء
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ434_1
    1- همواره از ناحیه زانوها در حالی که کمر خـود را صــاف
    نگاه داشته اید خم شوید. هیچ گـاه از نـاحـیـه کـمر خـــم
    نشوید.

    2- اجسام سنگـین تر از 10 کیلو را بلند نکنید. هـیـچ گاه
    جسم سنگینی را بالاتر از سطح کمر نیاورید.

    3- پـاهـا را انـدکی از یکدیگر فاصله داده تا روبروی جـسـم
    قـرار گـیــرید. عضلات شکم را سفت و منقبض کـنـیـد و بـا
    استفاده از عضلات پا جسم را از زمین بلند کنید. سپـس
    زانوها را به آرامی صاف کنید.

    4- هنگام حمل بسته آن را تا حد ممکن نزدیک بـدن نگاه
    داشته و بازوها را خم نگاه دارید. عـضلات شـکم را سفت
    و به آهستگی گام بردارید.

    5- هنـگام روی زمیـن قرار دادن اجسام نیز همان مراحل بلند کردن را به طـور مـعـکـوس انجام دهید.

    6- هنگام حمل کیف و چمدان آنها را بطور متناوب با دسـت دیگر حمل کنید تا توازن بین دو سمت بدنتان حفظ گردد.

    7- همیشه بین هل دادن اجسام سنگین و یا کشیدن آنها، گـزیـنـه هـل دادن را انتخاب کنید.



    نحوه صحیح خوابیدن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- سعی کنید در وضعیتی بخوابید که قوسهای طبیعی ستون فقراتتان حفظ گردند.

    2- از تشک سفت استفاده کنید. تشکی که فرو رفتگی داشته و به اصطــلاح شکم داده استفاده نکنید. اگر لازم بود زیر تشک یک تخته قرار دهید.

    3- بالش همانطور که تکیه گاهی برای سر شما می باشد بـرای گردن نیز باید تکیه گاه فراهم آورد.

    4- هنـگام خـوابـیدن به پشت، یک بالش زیر زانوها قرار دهید و در صورتی کـه بـه پـهـلـو می خوابـید، اندکی زانوهایتان را خم کنید و یک بالش بین زانوهایتان قرار دهید. هـنگام خواب بـه پهلو هیچگاه زانوهایتان را تا قفسه سینه جمع نکنید. هیچ گـاه به روی شکم نخوابید چون به کمر و گردنتان فشار وارد می آید. هرگاه خواستید این کار را بکنید حتما یک بالش زیر ناحیه میان تنه خود قرار دهید.

    5- هنگام برخاستن از روی رختخواب با کمک دستها بلند شده و نـاگـهـان از نـاحـیه کمر خم نشوید.

    435_1

    436_1

    نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3:6 قبل از ظهر توسط آرام| |

    کریستال
    تریاک
    شیشه
    ویسکی
    ابجو
    ناس
    کراک
    همه ی اینه رو میشه ترک کرد ولی تو رو نمیشه ترک کرد!
     
     
    ميدوني پيام خالي يعني چي؟
    يعني به يادتم ولي حرفي براي گفتن ندارم
     
    گریه کردم تا بدونی زندگی بی غم نمیشه
    اگه مسیجی بفرستی از غرورت کم نمیشه 

     

    گریه هامو تو ندیدی هر چی گفتم نشنیدی
    من کدوم عهد رو شکستم که تو sms نمیدی
     

    با سیم ناز مژه هات یه عمر گیتار میزنم
    نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم

    به غصه ها سنگ بزن هر وقت دلت تنگ می شه فقط به من زنگ بزن

    همیشه از خوبی های دوستت برای خودت یک دیوار بساز ، اگه روزی بدی دیدی فقط یک آجر کم کن بی انصافیه که دیوار رو خراب کنی 
     

    به اندازه گریه گنجشک دوست دارم ، شاید این دوست داشتن کم به نظر برسه، اما یک چیزی رو نمیدونی ، گنجشکها زمانی که گریه میکنند می میرند

    خدای اطلسی ها با تو باشد
    پناه بی کسی ها با تو باشد
    تمام لحظه های خوب یک عشق
    به جز دلواپسی ها با تو باشد

    بگم سلام دل میگیره ، بگم علیک دل میمیره ، فقط میگم دوست دارم ، اینجور دل آروم میگیره

    قشنگترين لحظه هامو با سخت ترين دقايقت عوض مي كنم تا بدوني چقدر

    << دوستت دارم >>
     


    < دوست دارم بمیرم و سیاه پوشت کنم نه آنکه بمانم و فراموشت کنم >

     
    از شمع سه چیز آموختم؛ ایستاده بمیرم ، بی صدا بمیرم

    به پای دوست بمیرم

    لحظه های بی تو بودن هر کدوم مثل يه ساله
    لحظه های با تو بودن هم که رويای محاله !



    آنكه چشمان تورا اينقدر زيبا كرد كاش از روز ازل فكردل ما ميكرد !

    نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
     
    اگر روزی فهمیدم که دوستم نداری گریه نمی کنم بلکه آرزو می کنم که روزی عاشق كسی بشی که دوستت نداشته باشد


    دل تو اولین روز بهار , دل من آخرین جمعه سال ,و چه دوراند و چه نزدیک به هم ...
     
    گفتی تو دلم اول و اخر خودتی از هرچه که دارم بهترینش خودتی خندیدم و زیر لب مکرر گفتم شاهزاده ی قصه های من خر خودتی!!! سخته کی بهت بگه ستاره شو بچینمت... بعد از یه عمر بهت بگه... دیگه نیا ببینمت...!!!!
    نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند چه جوری همدیگه رو می شناسن و نمی دونم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگه منو نمی شناسی 

     

    می شه مثل یک قطره اشک بعضیهارو از چشمت بندازی ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضیا از چشمت جاری می شه

     

    هر وقت بعد از 120 سال رفتي اون دنيا خواستي از روي پل صراط رد شي بهت گفتن يکي حلالت نکرده .... بدون اون منم که مي خوام به اين بهونه يه باره ديگه ببينمت
     
     
    آسمان را قسمت کردند:.....تکه ای برای برکه.....تکه ای برای رود....تکه ای برای دریا

    دلم را قسمت کردند:..........تکه ای برای تو....تکه ای برای تو......تکه ای برای تو
     
     
    دیشب فرشته ای فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتی رسید توخواب بودی زود برگشت وگفت هیچ فرشته ای نمی تواند مواظب فرشته ای دیگر باشد
     
     
    نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط آرام| |

    هر دو عزيزانشان را در آغوش گرفته اند . ولي اين كجا و آن كجا

    برین و خط بچه!

    نميدونيم چي بگيم

    چيزي كه عوض داره گله نداره !! اما برابري هم خوب چيزيه البته بعضي موقع ها

    انگاري اينجا حق مرده خورده شده , نه ؟


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 8:1 بعد از ظهر توسط آرام| |

     گفتم: خسته‌ام  2.gif  
    گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
         .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

    گفتم: هیشكی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره 17.gif
    گفتی:
    ان الله یحول بین المرء و قلبه
        
    .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

    گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم 63.gif
    گفتی: 
    نحن اقرب الیه من حبل الورید
        
    .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیك‌تریم (ق/16) ::.

    گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی! 29.gif
    گفتی:
    فاذكرونی اذكركم
         .:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

    گفتم: تا كی باید صبر كرد؟ 7.gif
    گفتی:
    و ما یدریك لعل الساعة تكون قریبا
         .::
    تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیك باشه (احزاب/63) ::.

    گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟106.gif 
    گفتی:
    واتبع ما یوحی الیك واصبر حتی یحكم الله
         
    .:: كارایی كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (یونس/109) ::.

    گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره‌ كنی تمومه! 23.gif
    گفتی:
    عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم
         .:: شاید چیزی كه تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

    گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟ 12.gif  
    گفتی:
    ان الله بالناس لرئوف رحیم
         
    .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

    گفتم: دلم گرفته46.gif  
    گفتی:
    بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا
         
    .:: (مردم به چی دلخوش كردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/58) ::.

    گفتم: اصلا بی‌خیال! توكلت علی الله 5.gif  
    گفتی:
    ان الله یحب المتوكلین
         
    .:: خدا اونایی رو كه توكل می‌كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

    گفتم: خیلی چاكریم! 8.gif  
    ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع كن! یادت باشه كه:

    و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
    .:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌كنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌كنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌كنن (حج/11) ::.

    گفتم:...
    دیگه چیزی برای گفتن نداشتم. 2.gif

    منبع : http://kosar21.blogfa.com/

    نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 7:7 بعد از ظهر توسط آرام| |

    بقیه در ادامه مطلب


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط آرام| |

    بقیه در ادامه مطلب


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط آرام| |

    اینم خواسته شبنم جون:

    جنیفر

    بقیه در ادامه مطلب


    :ادامه مطلب:
    نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط آرام| |

    با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است...

    مطلبي كامل و جامع در مورد رنگها و روانشناسي رنگها...

    رنگ چیست؟
    در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

    آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

    تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
    با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

    رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

    روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
    در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    در این روش:

    • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
    • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
    • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
    • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
    • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

    اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

    روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

    1- روان‌شناسی رنگ سیاه

    • سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
    • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
    • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
    • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
    • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    2- روان‌شناسی رنگ سفید

    • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
    • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
    • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

    3- روان‌شناسی رنگ قرمز

    • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
    • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
    • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
    • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

    4- روان‌شناسی رنگ آبی

    • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
    • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
    • رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
    • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
    • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
    • رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

    5- روان‌شناسی رنگ سبز

    • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
    • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
    • پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
    • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
    • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
    • رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

    6- روان‌شناسی رنگ زرد

    • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
    • رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
    • رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
    • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
    • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی

    • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
    • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
    • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

    8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

    • رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
    • رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
    • رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
    • رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

      9- روان‌شناسی رنگ نارنجی

    • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
    • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
    • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      10- روان‌شناسی رنگ صورتی

    • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
    • رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
    • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.
    نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 4:11 قبل از ظهر توسط آرام| |

    اینا رو از وبلاگ داریوش جان http://darioshrad.blogfa.com/ برداشتم

    نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط آرام| |

    

     
     

    تغییر پخش برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از موج کوتاه به ماهواره

    برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از روز جمعه ۱۱ مرداد ۱٣۸۷ برابر با اول اوت ۲٠٠۸ از طریق ماهواره پخش می‌شود.

    برای دریافت برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از مشخصات زیر استفاده کنید:

     

    ماهواره: Hotbird 6
    زاویه آنتن: ۱٣ درجه شرقی
    فرکانس پخش ۱۱۲٠٠ مگا هرتز
    پولاریزاسیون: عمودی
    FEC : ۶ / ۵
    Symbol rate : ۲۷۵٠٠

     

    مشخصات پخش ماهواره‌ای برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی را به خاطر بسپارید و به دیگران نیز بگویید.

     
     
     
     
     
     

     

     
     

     

     
       

    __._,_.___
    نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط آرام| |

    ««««« جک روز »»»»»

     

    نماینده زنان در مجلس گفت: تا این شکاف در بین ماست، مردها همیشه روی ما سوارند  (ببخشید!)

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    به یه نفر میگن چرا به ترکا میگن خر؟

     میگه : ما یه همسایه ترک داریم هنوز نتونستم حالیش کنم این زن منه!

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    ترکه به یه دختر میگه اسمت چیه؟ دختره بهش میگه "شراره" ولی بچه ها صدام میکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره میگه اسمه منم علی اصغره بچه ها صدام میکنن عرق سگی!

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    اون چیه که با عظمتش کون زمین رو پاره کرده؟ درخت

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    بسیجییه میره داروخونه میگه آقا شربت شهادت دارین؟دکتر میگه نه ولی شیاف ولایت داریم میخوای؟

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    مرد سالخورده ای کنار زن سالخورده اش نشسته بود، درحین گفتگو مرد به زن میگه: یاد جوانی ها به خیر چه خوش روز گاری بود وقتیکه به موهات دست میزدم ک ی رم سیخ میشد ولی حالا که توبه ک ی رم دست میزنی موهای سرم سیخ میشه.

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    رییس بیمارستان از دکتر(که احتمالاً ترک بوده) می پرسه عمل چه طور بود.ترکه هم می گه مگه برای کالبد شکافی نیاورده بودینش

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    احمدی نژاد: من ورزشکار نیستم اما شبها با شلوار ورزشی میخوابم!!

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    از بچه تهرونیه می پرسن : امام اول کیه ؟ یخورده فکر می کنه میگه : بابا یکم راهنمایی کنید ... میگن : شمشیرش معروفه ... میگه : آها ...ZORO رو میگید؟

     

     

    ««جکهای بچه ها»»

     

    آرزو:»

    تا حالا کفشاتو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق 2 همراه که بی هم میمیرن
    با هم خاکی میشن بدون هم زیر بارون نمیرن
    کاش آدما کمی از کفشاشون یاد بگیرن..

     

    وقتی به آسمون آبی می نگرم تو را میبینم
    وقتی به ابرها مینگرم تو رو میبینم
    وقتی به خورشید مینگرم تو را میبینم
    میشه بری کنااااااااااااااااار؟؟!!!

     

    پروانه:»

    وقتی که تو را دیدم
    دستام شروع کرد به لرزیدن !
    قلبم شروع کرد به تپیدن !
    پاهام سست شد !
    فقط تونستم بگم :
    واااااای سوسک

     

    خیلی پستی.................................................................... و بلندی در زندگی هست که باید از آنها درس بگیریم!

     

    سوال بینش کنکور امسال: چه کسی میتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام

     

    ازعلی دایی علت کمر دردش رو می پرسند میگه خودتون هم 90 دقیقه بازی رو سر پا تماشا کنید کمرتون درد می گیره

     

    لره بچه اش کور در میاد اسمشو می ذاره حیدرمریم زاده . !

     

    کارت عروسی قزوینی ها : به همراه داشتن حداقل یک کودک الزامی است . !

     

    به ترکه می گن از چه رنگی خوشت میاد ؟ میگه از کم رنگ !

     

     

     

     

    مهدی محمدی:»

    معتاده 200 تومن بیشتر نداشته میره جنس بخره با التماس ساقی رو راضی میکنه بهش جنس میده و از خماری همون جا میشنه شروع میکنه به کشیدن و چند تا دود میگیره جنسش خوب نبوده  رو میکنه به ساقی و میگه این که سینه میزنه ساقیه میزنه تو سرش میگه الاغ 200 تومن دادی میخواستی واست زنجیر بزنه

     

    ««««« جک روز »»»»»

     

    پیر زنه با نوه اش داشت بازی میکرد که یهو یه موش رفت داخل اونجای مادر بزرگه
    نوه اش دستش رو کرد تو شرت مادربزرگه و بعد از چند دقیقه دم موش رو گرفت
    خواست که موشه رو بکشه بیرون که مادربزرگش که حالی به حالی شده بود
    گفت:ننه جون درش نیار همون تو زجرکشش کن

     

    طبق آخرین آمار بعد اززن بازی12% مردها دوش می‌گیرند، 6% یه لیوان قهوه میخورند، 9% می‌خوابند و 4% یه بار دیگه حال می‌کنند اما 69% بقیه میرن خونه پیش زنشون

     

    یارو ازون تیمسارهای عوضی ارتش بوده، یک روز کله سحر میاد پادگان به اولین نفری که میرسه، داد میزنه: سرگرد! من دیشب زنمو کردم! انجام وظیفه بود یا بیگاری؟!! سرگرده جفت میکنه، با خودش میگه باز این میخواد یک چیزی از دهن ما بکشه بیرون بدبختمون کنه. خلاصه با تته پته میگه: چه‌چه عرض کنم قربان. تیمساره شاکی میشه، میگه: خاک بر سر احمقت کنند! میره یکم جلوتر، یک گروهبانه رو میبینه، باز همون سؤالو میپرسه، گروهبانه بدبخت هم یکم من و من میکنه، چیزی نمیگه و فحشش رو میخوره. تیمساره شاکی‌تر میشه، میره یکم جلوتر میبینه یک سرباز صفر داره جارو میکشه، میره جلو میگه: سرباز! من دیشب خانوم رو کردم. انجام وظیفه بوده یا بیگاری؟! سربازه خیلی مطمئن میگه: انجام وظیفه بوده قربان! تیمساره کف میکنه، میگه: واسه چی انجام وظیفه؟! ترکه میگه: آخه اگه بیگاری بود میدادید ما بکنیم!

     

    تهرونیه و اصفهانیه و قزوینیه میمیرن، اون دنیا میرن کارنامه اعمالشون رو میگیرن، میبینن بدجوری افتضاحه و اگه این ریختی پیش بره هر سه تایی از قعر دوزخ سر در میارن! خلاصه میرن پیش جبرئیل و کلی دستمال بازی درمیارن که بابا یک فرصت دیگه به ما بدین بلکه جبران کنیم و آخر مخ جبرئیل رو میزنن و راضیش میکنن که یک فرصت دیگه بهشون بده، منتها با یک شرط و اون اینکه اگه اینبار یک دفعه تهرونیه خانوم بازی کنه، اصفهانیه دنبال پول باشه یا قزوینیه قزوینی بازی در بیاره، درجا سنگ میشه و صاف از ته جهنم سر در میاره! خلاصه سه تایی برمیگردن رو زمین و خوشحال و خندان داشتن میرفتن که یهو چشم تهرونیه میخوره به یک کس‌ اساسی و هرچی میخواد جلوی خودشو بگیره نمیشه و آخر میره یک تیکه بهش میندازه.. تیکه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوینیه و اصفهانیه خوب حساب کار دستشون میاد، یک نگاه به هم میکنند و راه میافتند. یخورده جلوتر اصفهانیه یک 100 تومنی رو زمین میبینه، هی با خودش چک و چونه میزنه، آخر میبینه راه نداره... خم میشه ورش داره، یهو قزوینیه میگه: آی بالام‌جان! خدا ازت نگذره که هم خودتو سنگ کردی و هم منو!

     

    غضنفر کنار ساحل نشسته بود و هی میگفت:
    بارک الله اصگر, آفرین اصگر.
    از او پرسیدند:
    چرا اینقدر اصغر رو تشویق میکنی؟
    باهم مسابقه نفس گذاشتیم, اصگر دو ساعته زیر آبه اما هنوزم نفس داره!!

     

    زن رشتیه میاد به رشتیه میگه خیلی بی غیرتی رشتیه میگه چرا زنه میگه یه مرتیکه سر چهارراه منو انگشت کرد تو همین جوری نشستی!!!
    رشتیه به غیرتش بر میخوره با زنه بلند میشن میرن سر چهارراه رشتیه میبینه یه سیبیل کلفته اونجا وایساده به زنش میگه این که اصغر اقاست بابا بیا بریم این دیونس منو هم چند بار تا حالا انگشت کرده

     

     

    هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم.

     

    به ترکه میگن: با «هندونه» جمله بساز. میگه: هند اونه که بغل پاکستانه!

     

    دختر رشتیه تو خیابون میرفته یه هو یه پسره محکم بغلش میکنه
    دختره میگه ببین تا هزار میشمارم اگه ولم نکنی جیغ میزنم .

     

    یکی از خدا می پرسه :ای خدا۱۰۰۰۰۰۰۰ سال برات چقدره؟ خدا میگه یک دقیقه .بدش می پرسه۱۰۰۰۰۰۰۰ دلار برات چقدر ارزش داره؟خدا میگه ۱ سنت.میگه پس ای خدا واسه من ۱ سنت بده خدا میگه باشه فقط ۱ دقیقه صبر کن

     

    معلم :حسن بگو بین فیل و کک چه تفاوتی هست؟

    حسن: یک فیل ممکن است در بدنش کک وجود داشته باشدولی کک ممکن نیست در بدنش فیل داشته باشد!

     

    ترکه ساعت سه نصفه شب مست و پاتیل میرسه در خونه، هرکار میکرده نمیتونسته ‏کلید رو بکنه ‏تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا میکنه تا زنش بیدار میشه، ازون بالا داد ‏میزنه: اصغر اقا کلید ‏بندازم؟! ترکه میگه: نه بابا کلید دارم، سوراخ بنداز!

     

    عربه میره شورت بخره،‌ یارو بهش یه شورت زنونه میده. عربه بهش بر می‌خوره، میگه: ‏ولک، اینکه ‏زنونست! یارو میگه: خوب آقا شورت شورته، چه فرقی داره؟! عربه شاکی ‏میشه میگه: میخوای ‏‏‌فرقشو بکنم تو باسنت تا بفهمی؟

     

    یه نفر رفته بود تو یه رودخونه کم عمق و داشت ماهی میگرفت و میخووند: من مرد ‏ماهگیرم آب ‏رسیده به زانوم! یه نفر داشته رد میشده، وقتی شعر طرف رو میشنوه ‏میگه: یه کم برو جلوتر تا ‏قافیه شعرت درست شه!

     

    پسره خونشون خالی بوده، دوست دخترش رو دعوت کرده بوده. همین جور که نشسته ‏بودند، ‏پسره به دختره میگه: شبنم جون قهوه میخوری؟ دختره میگه: نه مرسی، میل ‏ندارم. پسره میگه: ‏ببین اینجا اومدی، نمیخورم، میل ندارم، نمیخوام، نمیدم نداریم‌ها!

     

    معلمی به شاگردانش گفت که عجیبترین حکایتی را که میدانید انشا بنویسید. یکی از ‏شاگردان ‏نوشت: کون مادرم. معلم تعجب کرد و از شاگرد پرسید: این چیه که نوشتی؟ ‏شاگرد گفت: آخه ‏آقا بابام هر شب دو تا میزنه در کون مادرم و میگه: عجب حکایتی ‏است.

     

    یک نفر زنگ می‏زنه به جایی و می‏گه: آقا اونجا شماره 2222222 است؟ جواب ‏می‏شنوه: بله، ‏درست گرفتید. می‏گه: آقا! من انگشتم توی سوراخ شماره 2 گیر کرده، ‏تو رو خدا به آتش‏نشانی ‏خبر بدین بیان منو نجات بدن.

     

    ترکه تو جاده داشته می رفته لاستیک ماشینش می ترکه می میره

    روی قبرش می نویسند

    او کسی بود که با ترکیدن یک لاستیک به دنیا امد و با ترکیدن یک لاستیک از دنیا رفت

    نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط آرام| |

    دانلود موزیک ویدیو رضایا و 2afmبه نام کراوات :

    کلیک کنید

    نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8:15 بعد از ظهر توسط آرام| |

    سلام با آهنگ باحال افشین تتلو تهی و امیر اومدم حتما دانلود کنید

    به نام "گیر میدادی".روی لینک دانلود کلیک کنید:

    دانلود

    نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط آرام| |

    خوب حالا چند تا عکس از بازیگرا و خواننده و... گذاشتم. اولیش بهرام رادان با دختره نگاش کنید !

    بهرام رادان

    اینم مهناز پاکروان و دخترش سحر وقتی که اومده بودن ایران:

    پاکروان

    اینم یکی دیگه:

    پاکروان

    حالا LA

    خوب حالا از هومن گلم(خواننده مورد علاقم):

    هومن و بنفشه

    عکس قدیمی و جدید یا خفن هرچی میخواید نظر بدید بذارم.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 2:50 قبل از ظهر توسط آرام| |

    سلام.امروز شروع کار وبلاگمه. امیدوارم

    ازش استفاده کنید و لذت ببرید.

    نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:47 قبل از ظهر توسط آرام| |